وقتي محروميت همکلاسي دانشآموزان گنبدي است ...
یادداشت |
علي کيان
زنگ آغاز سال تحصيلي در گنبدکاووس به صدا درآمده است، اما صداي اين زنگ در همه نقاط شهرستان معناي يکساني ندارد. براي برخي دانشآموزان، مدرسه با کلاس مجهز و امکانات آموزشي آغاز ميشود و براي برخي ديگر، تحصيل هنوز با فاصله طولاني، کمبود امکانات، مشکلات معيشتي و زيرساختهاي ناکافي گره خورده است. واقعيتي که يک پرسش جدي را پيش روي متوليان آموزش قرار ميدهد: آيا محل تولد يک دانشآموز بايد در کيفيت فرصت آموزشي او اثرگذار باشد؟ سال تحصيلي جديد را نميتوان صرفاً با آمار ثبتنام دانشآموزان و تعداد مدارس افتتاحشده سنجيد. شاخص مهمتر اين است که دانشآموز يک روستاي مرزي، در مقايسه با دانشآموز مناطق برخوردار، چه ميزان فرصت واقعي براي يادگيري و پيشرفت دارد. در بخشهايي از مناطق کمبرخوردار گنبدکاووس، مشکلات اقتصادي خانوادهها، دسترسي دشوار به مدرسه، هزينه رفتوآمد، کمبود برخي امکانات آموزشي و فرسودگي فضاي فيزيکي مدارس، بخشي از واقعيت روزمره آموزش است. اين مشکلات شايد در گزارشهاي رسمي در قالب چند عدد و جدول ديده شوند، اما براي يک دانشآموز، معناي آن ميتواند بسيار ساده و ملموس باشد: کلاسي با امکانات کمتر، مسير طولانيتر و فرصتهايي محدودتر. در چنين شرايطي، معلمان مناطق محروم نقشي فراتر از انتقال کتاب درسي بر عهده دارند. بسياري از آنان براي حفظ جريان آموزش، با دشواريهاي رفتوآمد، کمبود امکانات و شرايط سخت کاري کنار ميآيند. اگر مدرسهاي نيازمند تجهيزات است، بايد تجهيز شود. اگر کمبود نيروي انساني وجود دارد، بايد براي آن راهکار پايدار تعريف شود و اگر ماندگاري معلم در منطقه دشوار است، مشوقهاي واقعي و نه صرفاً وعدههاي اداري بايد در نظر گرفته شود. هيچ نظام آموزشي نميتواند عدالت را بر شانههاي فداکاري فردي بنا کند. دانشآموز مرزي نبايد هزينه جغرافيا را بپردازد. محروميت آموزشي، فقط يک مسئله اقتصادي نيست. مسئلهاي مرتبط با آينده اجتماعي و توسعه منطقه نيز هست. دانشآموزي که امروز فرصت برابر براي يادگيري ندارد، ممکن است فردا در ورود به دانشگاه، بازار کار و مسير پيشرفت اجتماعي با فاصله بيشتري مواجه شود. بنابراين، توجه به مدارس کمبرخوردار را نبايد کمک مقطعي به يک گروه از دانشآموزان تلقي کرد. اين موضوع مستقيماً با توسعه انساني منطقه ارتباط دارد. از همين رو، آغاز سال تحصيلي بايد فرصتي براي بازبيني جدي وضعيت مدارس روستايي و مرزي گنبدکاووس باشد. نه اينکه با پايان مراسم بازگشايي مدارس، مسئله نيز از دستور کار خارج شود. اکنون يک مطالبه مشخص ميتواند روي ميز آموزشوپرورش و مسئولان شهرستان قرار گيرد: فهرست مدارس کمبرخوردار و نيازمند گنبدکاووس به تفکيک ميزان نياز منتشر و براي هر مدرسه، برنامه تأمين اعتبار، تجهيز يا نوسازي و زمان اجراي آن اعلام شود. در کنار آن، وضعيت کمبود نيروي انساني، سرويس رفتوآمد دانشآموزان مناطق دوردست و حمايت از دانشآموزان کمبرخوردار نيز بايد به صورت شفاف بررسي و اعلام شود. مردم حق دارند بدانند از ميان وعدههاي مربوط به عدالت آموزشي، چه ميزان اعتبار اختصاص يافته، چه تعداد مدرسه در اولويت قرار گرفته و چه زماني قرار است نتيجه اين تصميمات در کلاس درس ديده شود. زنگ مهر نبايد تنها آغاز يک سال تحصيلي باشد. بايد آغاز يک حسابکشي آموزشي نيز باشد. اگر قرار است عدالت آموزشي معنايي واقعي داشته باشد، نبايد کيفيت آموزش را آدرس مدرسه تعيين کند. دانشآموزي که در دورترين نقطه گنبدکاووس زندگي ميکند، همان اندازه حق برخورداري از فرصت رشد دارد که دانشآموزي در برخوردارترين نقطه کشور. مدرسه محروم، مسئله حاشيهاي نيست، مسئله آينده است!
فعال رسانهاي