اقتصاد دغدغه مطبوعات گلستان


تیتر اول |

فاطمه سراواني- نشست مديرکل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان گلستان با مديران مسئول نشريات استان، روز يکشنبه پنجم مهرماه 1405 در سالن اجتماعات اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامي گلستان برگزار شد. نشستي که قرار بود محلي براي هم‌انديشي درباره وضعيت مطبوعات و رسانه‌هاي استان باشد، اما در عمل بخش قابل توجهي از مباحث آن حول يک مسئله بنيادي و تعيين‌کننده چرخيد، اقتصاد رسانه و دشواري ادامه حيات رسانه‌هاي حرفه‌اي در شرايط موجود. احمد گلچين، مديرکل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان گلستان، در اين نشست ميزبان مديران مسئول نشريات استان بود تا درباره مسائل، ظرفيت‌ها و مطالبات حوزه مطبوعات و رسانه گفت‌وگو شود. با اين حال، آنچه از فضاي جلسه بيش از هر چيز خودنمايي مي‌کرد، فاصله ميان کارکرد مورد انتظار از رسانه و توان اقتصادي رسانه براي ادامه فعاليت بود؛ فاصله‌اي که اگر براي آن چاره‌انديشي نشود، در نهايت نه فقط رسانه‌ها، بلکه نظام اطلاع‌رساني و مطالبه‌گري عمومي استان را نيز تحت تاثير قرار خواهد داد.

 

چرا اقتصاد، به دغدغه اصلي رسانه‌هاي گلستان تبديل شده است؟

وقتي مديران مسئول نشريات از وام، مسکن، تجهيزات، آگهي و حمايت‌هاي اقتصادي سخن مي‌گويند، اين مطالبات را نمي‌توان صرفا درخواست‌هايي صنفي يا مالي تلقي کرد. پشت هر يک از اين خواسته‌ها، مسئله‌اي مهم‌تر قرار دارد، رسانه بدون حداقل ثبات اقتصادي نمي‌تواند ماموريت حرفه‌اي خود را به‌درستي انجام دهد.

رسانه براي توليد محتواي حرفه‌اي به نيروي انساني، دفتر، تجهيزات، دوربين، رايانه، نرم‌افزار، دسترسي اطلاعاتي و مهم‌تر از همه، نيروي انساني متخصص و با انگيزه نياز دارد. خبرنگاري که امنيت شغلي ندارد، رسانه‌اي که توان نوسازي تجهيزاتش را ندارد و نشريه‌اي که براي تامين هزينه‌هاي جاري خود با مشکل مواجه است، ناگزير بخش قابل توجهي از انرژي خود را به بقاي اقتصادي اختصاص مي‌دهد. از همين منظر، مطالبه مديران مسئول براي پيگيري تسهيلات و وام خبرنگاران، حل مسئله مسکن اهالي رسانه و فراهم‌کردن امکان خريد تجهيزات حرفه‌اي از جمله سيستم‌هاي رايانه‌اي و دوربين را بايد بخشي از مسئله بزرگ‌تر توسعه رسانه‌اي استان دانست. رسانه حرفه‌اي، کالايي لوکس نيست که در روزهاي رونق به آن توجه شود و در شرايط دشوار اقتصادي به حاشيه برود. رسانه بخشي از زيرساخت حکمراني عمومي است؛ زيرا شهروندان براي شناخت عملکرد دستگاه‌ها، پيگيري مطالبات و ارزيابي وعده‌ها به رسانه مستقل و حرفه‌اي نياز دارند. يکي ديگر از محورهاي مهم مطرح‌شده در جلسه، موضوع آگهي‌هاي دولتي و ثبتي بود؛ موضوعي که يکي از منابع مهم درآمدي رسانه‌ها محسوب مي‌شود. واقعيت اين است که در بسياري از رسانه‌هاي محلي، بازار تبليغات خصوصي به اندازه‌اي نيست که بتواند هزينه‌هاي يک رسانه حرفه‌اي را پوشش دهد. در چنين شرايطي، آگهي‌هاي دولتي و ثبتي اهميت مضاعف پيدا مي‌کنند. بنابراين، نحوه توزيع، شفافيت، عدالت و استمرار اين آگهي‌ها مستقيما با اقتصاد رسانه‌هاي محلي ارتباط پيدا مي‌کند. پيگيري وام خبرنگاران و موضوع مسکن نيز از ديگر مطالبات مطرح‌شده بود. اين دو مطالبه در ظاهر اقتصادي‌اند، اما در عمق خود به مسئله امنيت شغلي و اجتماعي خبرنگار مربوط مي‌شوند.

خبرنگاري که از حداقل‌هاي معيشتي برخوردار نباشد، در معرض فرسودگي شغلي قرار مي‌گيرد و استمرار فعاليت حرفه‌اي براي او دشوار مي‌شود. از اين رو، لازم است موضوع تسهيلات خبرنگاران صرفا در قالب يک وعده اداري باقي نماند و مشخص شود چه دستگاهي، با چه سازوکاري، چه تعداد متقاضي را و در چه بازه زماني مي‌تواند تحت پوشش قرار دهد. در مورد مسکن نيز مي‌توان از ظرفيت دستگاه‌هاي متولي، تعاوني‌هاي مسکن، طرح‌هاي حمايتي و ظرفيت‌هاي قانوني موجود استفاده کرد. آنچه اهميت دارد، تبديل مطالبه کلي به برنامه مشخص، زمان‌بندي‌شده و قابل ارزيابي است. در اين ميان، موضوع عدم حضور برخي از رسانه‌ها و مديران مسئول نيز در جلسه مطرح شد؛ مسئله‌اي که نمي‌توان به سادگي از کنار آن گذشت.

اگر قرار است درباره آينده مطبوعات گلستان تصميم‌گيري شود، صداي طيف متنوع رسانه‌ها بايد شنيده شود. از سوي ديگر، خود جامعه رسانه‌اي نيز نمي‌تواند از يک طرف نسبت به تصميم‌هاي حوزه رسانه مطالبه‌گر باشد و از طرف ديگر، در نشست‌هاي صنفي و گفت‌وگوهاي جمعي حضور حداقلي داشته باشد.

اين غيبت البته مي‌تواند دلايل مختلفي داشته باشد و نمي‌توان بدون بررسي، آن را به بي‌تفاوتي رسانه‌ها نسبت داد. اما همين مسئله ضرورت بازنگري در شيوه ارتباط ميان دستگاه متولي و جامعه رسانه‌اي را آشکار مي‌کند. نشست‌هاي رسانه‌اي زماني اثرگذار خواهند بود که از قالب جلسات مناسبتي خارج شوند و به فرآيندي مستمر براي حل مسئله تبديل شوند.

 

خانه مطبوعات؛ مطالبه‌اي که ديگر نمي‌توان از کنار آن گذشت

يکي از صريح‌ترين بخش‌هاي مباحث جلسه، انتقاد از کم‌کاري و خنثي‌بودن خانه مطبوعات استان و کم‌رنگ‌بودن پيگيري امور صنفي خبرنگاران بود. خانه مطبوعات، اگر قرار است نماينده صنف باشد، بايد در بزنگاه‌ها حضور فعال داشته باشد؛ مسائل خبرنگاران را احصا کند، مذاکره کند، پيگيري کند، نتيجه بگيرد و مهم‌تر از همه، گزارش عملکرد خود را به جامعه رسانه‌اي ارائه دهد. مشکل فقط اين نيست که چه اقداماتي انجام شده است؛ مسئله مهم‌تر اين است که خبرنگار و مديرمسئول تا چه اندازه اثر حضور اين نهاد صنفي را در زندگي حرفه‌اي خود احساس مي‌کنند؟

اگر يک تشکل صنفي نتواند مطالبات ملموس اعضاي خود را پيگيري کند، طبيعي است که فاصله ميان آن تشکل و بدنه رسانه‌اي افزايش پيدا کند. بنابراين انتقاد از عملکرد خانه مطبوعات را بايد فرصتي براي بازتعريف نقش و ماموريت اين نهاد دانست، نه صرفا يک مناقشه درون‌صنفي.

 

شوراي اطلاع‌رساني؛ نهادي که نيازمند خروج از وضعيت بلاتکليف است

در ادامه اين بحث، نگارنده نيز با اشاره به وضعيت شوراي اطلاع‌رساني استان، اين پرسش را مطرح کرد که اين شورا تاکنون تا چه اندازه توانسته است به عنوان يک نهاد هماهنگ‌کننده، مسئله‌اي واقعي از مسائل مطبوعات و رسانه‌هاي گلستان را حل کند.

اگر شوراي اطلاع‌رساني قرار است حلقه اتصال دستگاه اجرايي و رسانه‌ها باشد، بايد خروجي آن براي رسانه و افکار عمومي قابل مشاهده باشد. صرف برگزاري جلسه، صدور اطلاعيه يا هماهنگي‌هاي مقطعي نمي‌تواند پاسخگوي مجموعه‌اي از مشکلات انباشته رسانه‌هاي استان باشد. شوراي اطلاع‌رساني بايد از وضعيت جلسه‌محوري عبور کند و به سمت مسئله‌محوري، داده‌محوري و نتيجه‌محوري حرکت کند؛ يعني براي هر مسئله، مسئول مشخص، برنامه مشخص، زمان مشخص و شاخص ارزيابي مشخص داشته باشد.

 

هم‌صدايي رسانه‌هاي گلستان؛ از رقابت رسانه‌اي به هم‌افزايي مطالبه‌گرانه

در اين نشست، نگارنده همچنين پيشنهادي را براي عبور رسانه‌هاي استان از وضعيت پراکنده فعلي مطرح کرد، هم‌صدايي رسانه‌هاي گلستان براي حل مسائل مهم؛ ساختاري که هدف آن يکسان‌سازي رسانه‌ها يا تحميل يک نگاه واحد نباشد، بلکه ايجاد ظرفيت مشترک براي پيگيري چند مسئله مهم و انباشته استان باشد. در گام نخست، چند مسئله اصلي و اثرگذار استان با استفاده از نظرسنجي از خبرنگاران، کارشناسان، دانشگاهيان و تشکل‌هاي مدني انتخاب شود؛ مسائلي مانند آب، راه و زيرساخت، محيط‌زيست، اشتغال و سرمايه‌گذاري و آسيب‌هاي اجتماعي. اما انتخاب اين مسائل نبايد بر اساس علاقه يا تشخيص يک رسانه باشد. داده، ميزان اثرگذاري بر زندگي مردم و قابليت سنجش پيشرفت بايد مبناي انتخاب قرار گيرد. در مرحله بعد، دبيرخانه‌اي مستقل و رسانه‌اي شکل بگيرد و نمايندگان رسانه‌هاي محلي، خبرگزاري‌ها، صداوسيما، رسانه‌هاي تخصصي و فعالان فضاي مجازي بتوانند در آن حضور داشته باشند. اين دبيرخانه نبايد مدير رسانه‌ها باشد؛ صرفا بايد هماهنگ‌کننده باشد. هيچ رسانه‌اي نبايد مجبور شود خط تحريريه خود را تغيير دهد يا با ديدگاه ديگري همراه شود. براي هر مسئله نيز يک پرونده مطالبه عمومي تشکيل شود؛ پرونده‌اي که در آن به صورت شفاف مشخص باشد:

*مشکل دقيق چيست؟

*داده و عدد قابل استناد کدام است؟

*مسئول مستقيم و دستگاه‌هاي مرتبط چه کساني هستند؟

*مهلت قانوني يا اجرايي اجراي وعده‌ها چه زماني است؟

*شاخص قابل اندازه‌گيري پيشرفت چيست؟

در چنين مدلي، رسانه‌ها قرار نيست تيتر يکسان بزنند. اتفاقا استقلال رسانه‌اي بايد حفظ شود. ممکن است يک رسانه از يک سياست حمايت کند و رسانه‌اي ديگر به آن نقد داشته باشد. اين اختلاف نه‌تنها تهديد نيست، بلکه بخشي از ماهيت رسانه است. آنچه مي‌تواند مشترک باشد، پرسش و پيگيري است.

براي مثال، اگر مسئله آب به عنوان يکي از پنج مطالبه اصلي انتخاب شد، رسانه‌هاي مختلف مي‌توانند هر کدام از زاويه تخصص و نگاه خود به موضوع بپردازند، اما در يک روز مشخص يک پرسش مشترک را از دستگاه مسئول مطالبه کنند و سپس ميزان تحقق پاسخ را در بازه‌هاي زماني مشخص بررسي کنند. يکي از آسيب‌هاي رايج در فضاي عمومي اين است که يک مسئله براي چند روز يا چند هفته به موضوع اصلي رسانه‌ها تبديل مي‌شود، مسئولان درباره آن وعده مي‌دهند و سپس با عبور فضاي خبري، موضوع به حاشيه مي‌رود. اما در صورت اجراي اين ايده هر ماه مي‌توان يک شاخص پيشرفت منتشر کرد؛ گزارشي کوتاه، مستند و قابل فهم که نشان دهد در هر يک از مطالبات چه اتفاقي افتاده، چه وعده‌اي عملي شده، کدام وعده متوقف مانده و مسئول مربوطه چه توضيحي ارائه کرده است. در اين صورت، رسانه صرفا خبر وقوع مشکل را منتشر نمي‌کند؛ بلکه تبديل به حافظه عمومي و ناظر مستمر بر روند حل مشکل مي‌شود. آنچه از مجموعه مباحث اين نشست مي‌توان دريافت اين است که مسئله مطبوعات گلستان فقط کمبود بودجه يا آگهي نيست. مسئله، مجموعه‌اي از عوامل به‌هم‌پيوسته است اعم از اقتصاد شکننده رسانه، امنيت شغلي پايين، فرسودگي تجهيزات، ضعف مدل‌هاي درآمدي، کم‌رنگ‌بودن تشکل‌هاي صنفي، پراکندگي ظرفيت‌هاي رسانه‌اي و نبود يک سازوکار منسجم براي پيگيري مطالبات عمومي. از اين منظر، حمايت از رسانه نبايد صرفا به معناي کمک مالي به رسانه تلقي شود. حمايت واقعي يعني ايجاد امکان فعاليت حرفه‌اي، مستقل و پايدار. رسانه‌اي که توان اقتصادي حداقلي ندارد، نمي‌تواند براي مسائل بزرگ استان پرونده‌هاي تحقيقي طولاني‌مدت توليد کند. خبرنگاري که دغدغه مسکن و معيشت دارد، براي انجام کار حرفه‌اي دشوارتر با فراغ بال مواجه است. رسانه‌اي که تجهيزات مناسب ندارد، در رقابت با جريان‌هاي پرقدرت توليد محتوا عقب مي‌ماند و تشکلي که مطالبه صنفي را پيگيري نمي‌کند، اعتماد بدنه حرفه‌اي را از دست مي‌دهد. نشست مديرکل فرهنگ و ارشاد اسلامي گلستان با خبرنگاران و مديران مسئول نشريات استان، اگر قرار باشد نقطه آغاز يک فرآيند باشد، مي‌تواند فرصتي براي بازتعريف رابطه ميان دولت و رسانه، تقويت تشکل‌هاي صنفي و بازسازي ظرفيت مطالبه‌گري رسانه‌اي استان فراهم کند. اما تحقق اين هدف نيازمند يک تغيير رويکرد است، رسانه نبايد فقط در زمان بحران يا براي انتقال اخبار دستگاه‌ها مورد توجه قرار گيرد؛ رسانه بايد به عنوان بخشي از زيرساخت توسعه استان ديده شود. و شايد مهم‌تر از همه اينکه رسانه‌هاي گلستان نيز بايد از پراکندگي مطالبه‌ها به سمت هم‌افزايي حرکت کنند؛ نه با کنارگذاشتن تفاوت‌ها، بلکه دقيقا با حفظ همين تفاوت‌ها و ايجاد يک نقطه اشتراک روشن يعني پيگيري مستمر مسائل مردم و سنجش آنچه مسئولان وعده داده‌اند.