نظام ارزيابي مديران


یاددداشت اول |

 

■ فاطمه سراوانی

 

مديريت در دستگاه‌هاي اجرايي زماني معنا پيدا مي‌کند که نتيجه آن در زندگي مردم ديده شود. صرف برگزاري جلسات، صدور مکاتبات، تصويب مصوبات يا افتتاح پروژه‌ها نمي‌تواند به‌تنهايي نشانه عملکرد موفق يک مدير باشد. آنچه اهميت دارد، ميزان تحقق اهداف، حل مسائل، افزايش بهره‌وري و بهبود ملموس خدماتي است که مردم دريافت مي‌کنند. از همين رو، ارزيابي عملکرد مديران دستگاه‌هاي اجرايي بايد از يک اقدام مقطعي و تشريفاتي به يک سازوکار منظم، شفاف و مستمر تبديل شود. اين ارزيابي بايد مشخص کند هر دستگاه چه ماموريتي بر عهده دارد، براي تحقق آن چه اهدافي تعيين شده، چه شاخص‌هايي بايد سنجيده شود و مدير مربوطه تا چه اندازه توانسته است به نتايج مورد انتظار دست پيدا کند. در چنين رويکردي، بودجه و امکانات نيز بايد در کنار نتيجه مورد ارزيابي قرار گيرند. مهم نيست صرفا چه ميزان اعتبار جذب شده يا چه تعداد پروژه اجرا شده است؛ پرسش اصلي اين است که اين منابع چه مسئله‌اي را حل کرده‌اند، چه تغييري ايجاد کرده‌اند و آيا نتيجه به‌دست‌آمده متناسب با هزينه انجام‌شده بوده است يا نه. شاخص‌هاي ارزيابي نيز بايد متناسب با ماموريت هر دستگاه طراحي شوند. براي يک دستگاه ممکن است کاهش زمان ارائه خدمات اهميت داشته باشد، براي دستگاهي ديگر افزايش بهره‌وري، تکميل طرح‌هاي نيمه‌تمام، کاهش هزينه‌ها، ارتقاي کيفيت خدمات يا حل يک مسئله قديمي. بنابراين، ارزيابي واقعي نيازمند شاخص‌هاي روشن، قابل اندازه‌گيري و قابل مقايسه است؛ نه گزارش‌هايي که عمدتا بر حجم فعاليت‌هاي اداري تمرکز دارند. اما کيفيت ارزيابي تنها به شاخص‌ها وابسته نيست؛ تيمي که اين ارزيابي را انجام مي‌دهد نيز اهميت اساسي دارد. اگر ارزيابي درون يک حلقه اداري محدود، تشريفاتي يا متاثر از ملاحظات شخصي و سياسي انجام شود، نمي‌توان انتظار داشت تصوير دقيقي از عملکرد مديران به دست آيد.

تيم ارزياب بايد ترکيبي از نخبگان، صاحب‌نظران دانشگاهي، کارشناسان باتجربه، نمايندگان تشکل‌هاي حرفه‌اي و افراد آشنا با مسائل واقعي استان باشد. اعضاي اين تيم بايد تخصص مرتبط، تجربه کارشناسي و اجرايي، استقلال راي، شناخت مسائل بومي، سلامت حرفه‌اي، توان کار گروهي و قدرت تحليل مستند داشته باشند. نکته مهم‌تر آن است که خود ارزيابان نيز بايد بر اساس معيارهاي مشخص انتخاب شوند. روابط شخصي يا وابستگي به يک جريان خاص نبايد ملاک اصلي انتخاب باشد. تنوع تخصصي و ديدگاه‌هاي اعضاي تيم نيز ضروري است تا ارزيابي از زاويه يک دستگاه يا يک نگاه محدود انجام نشود. ارزيابي زماني ارزشمند است که نتيجه آن به تصميم منجر شود. نقاط قوت بايد شناسايي و تقويت شوند، ضعف‌ها بايد به مديران براي اصلاح اعلام شوند و در مواردي که ناکارآمدي استمرار پيدا مي‌کند، درباره ادامه مسئوليت مديريتي تصميم متناسب گرفته شود. در غير اين صورت، ارزيابي صرفا به توليد يک گزارش ديگر در ميان انبوه گزارش‌هاي اداري تبديل خواهد شد. همچنين مي‌توان بخشي از نتايج اين ارزيابي‌ها را به‌صورت شفاف و قابل فهم در اختيار افکار عمومي قرار داد. شهروندان حق دارند بدانند دستگاه‌هاي اجرايي در تحقق اهداف خود تا چه اندازه موفق بوده‌اند و منابع عمومي چه نتايجي ايجاد کرده است. البته انتشار نتايج بايد همراه با رعايت الزامات قانوني، حقوق اشخاص و تفکيک دقيق ميان داده، تحليل و قضاوت باشد. استاني که مي‌خواهد مسير توسعه را با ثبات بيشتري طي کند، به مديراني نياز دارد که در برابر نتيجه پاسخ‌گو باشند، نه صرفا در برابر فرآيند. ارزيابي حرفه‌اي مديران مي‌تواند يکي از ابزارهاي مهم براي رسيدن به چنين مديريتي باشد؛ به شرط آنکه واقعي، مستمر، مبتني بر داده و مستقل از ملاحظات مقطعي باشد.