ضرورت باز تعريف مفهوم رسانه پايان عصر خبر
تیتر اول |
ليلا حسين زاده- در روزگاري که خبر ديگر در انحصار اتاقهاي خبر نيست و هر تلفن همراه ميتواند به يک فرستنده اطلاعات تبديل شود، رسانه حرفهاي ناگزير است ماموريت خود را از خبررساني صرف فراتر ببرد. ارزش رسانه امروز نه فقط در اينکه چه چيزي را زودتر منتشر ميکند، بلکه در اين است که از ميان انبوه دادهها، چه چيزي را ميبيند، چگونه راستيآزمايي ميکند و تا چه اندازه ميتواند تصويري روشنتر از واقعيت به مخاطب ارائه دهد. اين مساله محور سخنان دکتر احسان مکتبي در نشست نخبگان فرهنگي شوراي مشورتي اطلاعرساني استان گلستان بود؛ نشستي که در ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامي گلستان و با حضور دکتر محمد حميدي، معاون سياسي و امنيتي استاندار گلستان و رئيس شوراي اطلاعرساني استان و مدير کل فرهنگ و ارشاد اسلامي و جمعي از نخبگان رسانه گلستان برگزار شد. مکتبي با اشاره به تغييرات بنيادين در فضاي ارتباطي، پرسش اصلي پيش روي رسانههاي امروز را اينگونه طرح کرد، وقتي هر شهروند ميتواند در کوتاهترين زمان خبر توليد و منتشر کند، مزيت رسانه حرفهاي چيست؟
از اين منظر، رسانهاي که صرفا بازنشرکننده اخبار باشد، بهتدريج تمايز خود را از دست ميدهد. ماموريت رسانه حرفهاي، به تعبير اين ديدگاه، بايد به سمت تحليل، تبيين، گزارشهاي اختصاصي و کشف مسائل اجتماعي حرکت کند؛ يعني تبديل اطلاعات پراکنده به فهمي منسجم و قابل اتکا. اين تغيير البته فقط متوجه رسانهها نيست. شيوه حمايت و ارزيابي رسانهها، تربيت نيروي انساني، جايگاه نهادهاي صنفي و مدني و شاخصهاي سنجش عملکرد نيز بايد با اين واقعيت جديد هماهنگ شود. ميان رسانهاي که عمدتا محتواي ديگران را بازنشر ميکند و رسانهاي که براي گزارش، تحليل و توليد محتواي اختصاصي سرمايهگذاري ميکند، نميتوان تفاوتي قائل نشد. در اين ميان، اعتماد عمومي همچنان مهمترين سرمايه رسانه است؛ سرمايهاي که از دقت، صداقت، مسئوليتپذيري و استمرار رفتار حرفهاي شکل ميگيرد. صاحب امتياز روزنامه گلشن مهر با اشاره به اهميت اطلاع رساني گفت : من چند نکته بسيار مهم را مطرح ميکنم که ميتواند راهحلي براي مسائل موجود باشد. به نظر من مساله اطلاع رساني سه بخش دارد: نخست، درک مفاهيم؛ دوم، سياستگذاري؛ و سوم، اجرا. وي گفت: بخش عمدهاي از صحبت دوستان تاکنون درباره حوزه اجرا بوده است، اما به نظر من شايد اصليترين مساله امروز، درک درست يک مفهوم باشد؛ مفهومي به نام اطلاعرساني. مکتبي درباره ضرورت بازتعريف مفهوم رسانه و اطلاعرساني يادآور شد: تا حدود يک دهه پيش، رسانه به يک ساختار، دستگاه يا مجموعهاي گفته ميشد که وظيفه خبررساني داشت و در ذهن بسياري از ما، «رسانه» با «خبر» همسان بود. در حالي که امروز، رسانهاي که صرفاً خبررساني ميکند، ديگر با چارچوب حرفهاي و ذهني مخاطب امروز سازگار نيست. زيرا تقريباً همه با يک تلفن همراه؛ تلگرام، واتساپ و دهها ابزار و مسير ديگر در لحظه خبر را منتقل ميکنند. بنابراين شما بهعنوان روزنامهنگار يا رسانه، اگر بخواهيد صرفاً با همان تعريف يک دهه قبل فعاليت کنيد، عملاً امکان رقابت نداريد.
بنابراين بايد بپذيريم که خبر به معناي سنتي آن ديگر مزيت اصلي رسانه نيست. صاحب امتياز روزنامه گلشن مهر افزود: رسانههايي که صرفاً خبر توليد و بازنشر ميکنند، از منظر علمي ديگر نميتوانند همان جايگاه گذشته را داشته باشند؛ بهويژه اگر اين تغيير را درک نکنند بر اين اساس رسانههايي ميتوانند ماندگار باشند که تحليل داشته باشند يا به تعبير امروزي، «روايت»دقيق و درست ارائه کنند؛ البته روايتي که مبتني بر تحليل واقعي و فهم درست مسئله باشد. مکتبي ادامه داد: اکنون مي بينيم که ما حتي در فهم همين کلمه «اطلاعرساني» با يکديگر اختلاف داريم.
هنوز بسياري از همکاران ما تصور ميکنند اگر خبر را سريعتر منتشر کنند، کار رسانهاي خود را بهتر انجام دادهاند؛ در حالي که امروز خبر ديگر تمام ماجرا نيست. آنچه مخاطب به آن نياز دارد، تحليل و فهم مساله است. شما اگر يک رسانه داريد، بايد تحليلگر داشته باشيد. وي سپس به طرح اين پرسش پرداخت که آيا خبرنگار همان تحليلگر است؟ و گفت: معلوم است که نيست. تحليلگر کسي است که سالها مطالعه کرده، کار فکري و علمي انجام داده و به درکي از مسائل رسيده است؛ سپس ميتواند آن مساله را براي مخاطب عام به شکلي قابل فهم و با نگاهي مدرن توضيح دهد.مخاطب ممکن است مجموعهاي از خبرها را ديده باشد، اما متوجه ارتباط ميان آنها و معناي واقعيشان نشده باشد. تحليلگر بايد بتواند همين فهم را به مخاطب منتقل کند. معاون اسبق سياسي امنيتي استانداري گلستان در ادامه به مساله سياستگزاري در رسانه پرداخت و با اشاره به ضرورت سياستگذاري صحيح در حوزه رسانه گفت: به نظر من کاملاً آشکار است که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در سطح کلان و همچنين در استانها، راهبرد روشن و مؤثري در حوزه رسانه ندارد؛ دستکم درباره استان گلستان ميتوان اين مساله را بهوضوح مشاهده کرد. وي درباره راهبرد گفت: راهبرد يعني اينکه بتوانيد داده هاي کيفي را به داده هاي کمي تبديل کنيد و به اينگونه جايگاه رسانه هاي برتر را تبيين کنيد يعني شما پس از سه ماه، شش ماه يا يک سال، شاخص و معياري داشته باشيد که بر اساس آن و با اتکا به نظر عمومي جامعه و نخبگان بتوانيد اعلام کنيد که مثلاً در ميان خبرگزاريها، کدام ارتقا پيدا کرده؛ در ميان رسانههاي مکتوب کدام رسانه پيشرفت يا پس رفت کرده و در ميان رسانههاي مجازي نيز رسانهاي توانسته کيفيت خود را افزايش دهد. و آنگاه بايد پرسيد مبناي اين ارزيابي چه بايد باشد؟ وي تاکيد کرد اين شاخص را تنها مي توان توليد کلمه سنجيد. صاحب امتياز گلشن مهر تاکيد کرد: ما اکنون در «گلشنمهر» فعاليت ميکنيم و روزانه حدود چهار هزار کلمه توليد ميکنيم. توليد کلمه يعني محتوايي که از منابع ديگر کپي و بازنشر نشده باشد و محصول کار فکري و تحليلي يک انسان تحليل گر است. اين موضوع ميتواند يکي از مبناهاي سياستگذاري براي ارتقاي رسانههاي تحليلمحور قرار گيرد؛ بهگونهاي که همه رسانهها بدانند در ارزيابيهاي سهماهه يا ششماهه، ملاک، ميزان محتواي واقعي و توليدشده توسط يک نيروي رسانهاي توانمند است، نه صرفاً تعداد مطالبي که با کپي و پيست يا توليد ماشيني منتشر شدهاند. و همين توليد کلمه مي تواند مبنايي براي حمايت از مطبوعات و رسانه ها باشد، روشي معلوم، علمي و تبيين شده که به راحتي در دسترس است.
مکتبي ادامه داد: در حالي که امروز اگر رسانهاي توليد کلمه نکند، در بسياري از موارد تفاوت چنداني با رسانه هاي توليد گر ندارند. در حالي که بايد ميان رسانهاي که واقعاً توليد محتوا ميکند و رسانهاي که صرفاً بازنشر ميکند، تفاوت وجود داشته باشد.
احسان مکتبي در بخش ديگري از سخنانش توجه به تربيت نيروي انساني را بسيار پر اهميت ارزيابي کرد و ادامه داد: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي و شوراي اطلاعرساني بايد بر تربيت نيروي انساني تمرکز کنند در حالي تربيت نيروي انساني در حوزه رسانه بسيار دستکم گرفته شده است. ما برنامه مشخص و مستمري براي تربيت نيروي انساني نداريم، اما از سوي ديگر انتظار داريم رسانهها و خبرنگاران، جديدترين و عميقترين تحليلها را به مردم ارائه کنند.مکتبي افزود: اين در حالي است که شهروندان پيگير و خواننده تحليل خوب هستند و تحليل خوب را نيز تحليلگران خردمند و با سواد مينويسند؛ کساني که مطالعهگر و اهل کار فکري هستند. اينک بايد از خود بپرسيم: واقعاً چند تحليلگر جدي و توانمند در رسانههاي استان داريم؟گاهي آنچه بهعنوان تحليل منتشر ميشود، بيشتر شبيه انشاهاي دبيرستان يا بيان مشکلات شخصي و سازماني است و کمتر به معناي واقعي کلمه، تحليل مسئله است. بنابراين براي «توليد کلمه»، بايد تربيت نيروي انساني متخصص و تحليلگر نيز در دستور کار قرار گيرد. مکتبي سپس به ضرورت شکلگيري نهادهاي مدني رسانهاي اشاره کرد و گفت: مساله ديگر آن است که کدام کشور يا کدام ساختار بدون نهادهاي مدنيِ برخاسته از جامعه خود توانسته پيشرفت کند؟
اکنون نهادهاي مدني مطبوعاتيمان کجا هستند؟ نهاد هاي صنفي، انجمن مديران مسوول و... .
مشکل دقيقاً همينجاست؛ نهادهاي مدني رسانهاي ما يا وجود ندارند يا به اندازه کافي فعال و اثرگذار نيستند. براي نمونه ميزان اثر گذاري خانه مطبوعات استان دقيقاً کجاست؟ما رسانه اي ها همواره به گونهاي صحبت ميکنيم که گويي فقط مديران کشور بايد پاسخگو باشند. اما بد نيست يکبار هم کلاه خودمان را قاضي کنيم و ببينيم اشکال ما کجاست؟
مکتبي افزود: فرض کنيد در گلستان حدود 200 رسانه و پايگاه خبري و مطبوعاتي فعال وجود داشته باشد. وقتي اتفاق مهمي در استان رخ ميدهد، يک مدير تغيير ميکند، شخصيتي وارد استان ميشود يا از استان ميرود و يا حادثهاي اتفاق ميافتد، واقعاً چند تحليل جدي درباره آن نوشته ميشود؟چند تحليل وجود دارد که مديران ارشد استان آن را بخوانند و بر اساس آن، به درک دقيق تري از آن اتفاق برسند؟اينها شوربختانه واقعيتهاي موجود رسانه هاي گلستان است. مکتبي ادامه داد: ما در روزنامه گلشن مهر هر روز نيازمند مطالب توليدي هستيم، به همين خاطر علاقمنديم گاه در تيتر نخست از خبرگزاري ها بهره ببريم اما اين امر کمتر ميسر مي شود و علت آن نيز آن است که بنيان خبرگزاري ها بر خبر گذاشته شده است و ما در گلشن مهر مبتني بر تحليل توليد کلمه مي کنيم. مکتبي گفت: هدف نهايي همه ما بايد جلب اعتماد عمومي شهروندان باشد و نهادهاي اطلاعرساني بايد بدانند که به هر شکل ممکن، بايد در دل مردم نفوذ کنند و حرف خودشان را به گوش مخاطبان برسانند تا از رهگذر اطلاعرساني آگاهانه، اعتماد و وجدان عمومي مردم را به دست آورند اين مسئله اصلي ماست. وي ياد آور شد: ما در روزنامه «گلشنمهر» 28 سال است که فعاليت ميکنيم و در اين مدت دهها مدير و دولت را ديدهايم. اما مسئله اصلي ما هميشه اين بوده که بايد اعتماد عمومي مردم را جلب کنيم و کاري کنيم که مردم تحليلهاي ما را بخوانند و به رسانه ما اعتماد کنند. تصور من اين است که اهالي رسانه گلستان هنوز به اين باور نرسيدهاند که بايد اعتماد عمومي را جلب کنند. وي تاکيد کرد: بايد ابتدا خودمان را بسازيم، دانش و توانايي خود را ارتقا دهيم و بعد از ديگران و مديران بخواهيم که کار خود را بهتر انجام دهند. اين روزنامه نگار گلستاني در پايان گفت: اگر ما قدرتمند نباشيم، کسي ما را جدي نميگيرد و به بازي نميگيرد. اين واقعيت دنياي امروز است.قدرت رسانه، به داشتن تحليل، توانايي نوشتن تحليل، برخورداري از نيروهاي توانمند و داشتن افرادي است که بتوانند تحليلهاي مدرن، دقيق و پيشرو ارائه کنند.اگر اين اتفاق نيفتد، آينده رسانه در استان از آنچه امروز هست نيز نابسامان ترخواهد شد.