سلامت عمومي در سايه ملاحظات سياسي ...
یادداشت |
علي کيان
وقتي پاي سلامت مردم در ميان است، هيچ ملاحظهاي نبايد بر تخصص و کارآمدي غلبه کند. آنچه امروز در مديريت نظام سلامت گلستان نيازمند پاسخ روشن است، نه صرفاً نام مديران، بلکه کيفيت تصميمهايي است که مستقيماً بر زندگي مردم و آينده کادر درمان اثر ميگذارد. تداوم ابهام، تصميمهاي مقطعي و نبود چشمانداز روشن، ميتواند نظام سلامت را از مأموريت اصلي خود دور کند. سلامت مردم، محل آزمون مديريتي نيست! نظام سلامت با بسياري از دستگاههاي اجرايي تفاوت دارد. در اين حوزه، آثار يک تصميم ضعيف ممکن است ماهها و حتي سالها باقي بماند. بيمارستان، مرکز بهداشت، شبکه درمان و دانشگاه علوم پزشکي، ساختارهايي نيستند که بتوان آنها را با آزمون و خطا اداره کرد. مدير حوزه سلامت بايد بتواند تصميم بگيرد، بحران را مديريت کند، بدنه تخصصي را همراه سازد و در برابر افکار عمومي پاسخگو باشد. از همين رو، هرگاه مديريت يک مجموعه درماني با بيثباتي، ابهام يا تصميمهاي موقت مواجه شود، اين پرسش بهطور طبيعي شکل ميگيرد که آيا منافع حرفهاي و سلامت مردم همچنان در مرکز تصميمگيري قرار دارد؟ پاسخ به اين پرسش، نيازمند شفافيت است، نه سکوت. در ميان ساختارهاي درماني استان، شبکه بهداشت و درمان گنبدکاووس جايگاه ويژهاي دارد. گستره جغرافيايي، جمعيتي و خدماتي اين شهرستان و نقش آن در شرق گلستان، ضرورت برخورداري از يک مديريت توانمند و باثبات را دوچندان ميکند. اينجا ديگر سخن از يک عنوان اداري ساده نيست. هر تصميم مديريتي در اين مجموعه ميتواند بر نحوه ارائه خدمات، رضايت کارکنان، دسترسي بيماران و کيفيت پاسخگويي به مردم اثر بگذارد. بنابراين، جامعه انتظار دارد درباره روند مديريت اين مجموعه، معيارها، برنامهها و افق پيشرو شفاف باشد. اگر مديري انتخاب ميشود، بايد معلوم باشد بر اساس چه شاخصهايي انتخاب شده است. اگر مديري تغيير ميکند، بايد دلايل آن براي افکار عمومي قابل فهم باشد و اگر مديري ادامه ميدهد، بايد برنامه و کارنامه او مورد ارزيابي قرار گيرد. اين همان چيزي است که ميتوان از آن به عنوان مديريت پاسخگو ياد کرد. يکي از مهمترين سرمايههاي نظام سلامت، ساختمان و تجهيزات نيست، نيروي انساني متخصص است. پزشک، پرستار، ماما، بهورز، کارشناس و ساير کارکنان زماني ميتوانند بهترين خدمت را ارائه کنند که بدانند سازمانشان مسير مشخصي دارد و تصميمهاي مديريتي بر اساس معيارهاي حرفهاي اتخاذ ميشود. اگر فضاي مديريتي طولانيمدت با ابهام همراه شود، طبيعي است که بخشي از انرژي سازماني بهجاي حل مشکلات مردم، صرف مسائل داخلي و حاشيههاي مديريتي شود. اين نقطهاي است که بايد جدي گرفته شود. چرا که فرسايش يک سازمان ممکن است از جايي آغاز شود که در ظاهر، هنوز همه چيز عادي به نظر ميرسد.
اکنون چند سؤال روشن پيش روي رياست دانشگاه علوم پزشکي گلستان قرار دارد:
1. معيار انتخاب مديران حوزه سلامت چيست؟
2. چه ميزان از نظر کارشناسان و بدنه تخصصي در اين تصميمها استفاده ميشود؟
3. برنامه مشخص براي حل مشکلات مديريتي و اجرايي شبکههاي بهداشت و درمان چيست؟
4. چرا برخي فرآيندهاي مديريتي طولاني و فرسايشي ميشوند؟
5. و مهمتر از همه، چه سازوکاري وجود دارد که اطمينان دهد منافع سلامت مردم، در تصميمهاي مديريتي، اولويت نخست باقي ميماند؟
اين پرسشها اتهام نيستند، بلکه مطالبه عمومي براي شفافيتاند. دانشگاه علوم پزشکي بهجاي تحتالامرِ بيچون و چرا بودن سياستمداران، بايد يک نهاد علمي، تخصصي و خدمترسان باشد. طبيعي است که چنين نهادي براي انجام مأموريت خود به استقلال حرفهاي، ثبات مديريتي و تصميمگيري مبتني بر شواهد نياز دارد. هر اندازه حاشيههاي مديريتي افزايش يابد، تمرکز سازمان از مأموريت اصلي دورتر خواهد شد. بنابراين، مسئولان ارشد استان و متوليان وزارت بهداشت بايد به يک سؤال اساسي پاسخ دهند: آيا ساختار مديريتي سلامت گلستان اکنون در نقطهاي قرار دارد که بتواند با تمام ظرفيت خود پاسخگوي نيازهاي مردم باشد؟ اگر پاسخ مثبت است، بايد شاخصها و نتايج آن براي مردم تشريح شود و اگر پاسخ نيازمند اصلاح است، تعلل در اصلاح نيز خود ميتواند به يک مسئله تبديل شود.
افکار عمومي ديگر صرفاً با خبرهاي انتصاب و تغيير مديران قانع نميشود.
مردم نتيجه ميخواهند. کادر درمان ثبات و حمايت ميخواهد. مديران مياني برنامه و اختيار ميخواهند و بيماران، خدماتي باکيفيت، در دسترس و شايسته ميخواهند! اين مطالبات سياسي نيست، مطالبه طبيعي جامعه از نظام سلامت است. اکنون بيش از هر زمان ديگري ضرورت دارد رياست دانشگاه علوم پزشکي گلستان از چرخه تصميمهاي کوتاهمدت فاصله بگيرد و به سمت تخصصگرايي، شفافيت، ثبات مديريتي و پاسخگويي واقعي حرکت کند. مسئولان ارشد استان بايد بدانند که تأخير در تصميمگيري درباره ساختارهاي حساس درماني، صرفاً يک مسئله اداري نيست! اين تأخير ميتواند بر اعتماد کارکنان و برداشت مردم از کارآمدي نظام سلامت اثر بگذارد. سلامت مردم جاي سياسيکاري نيست. اگر مديري شايسته است، بايد از او حمايت شود. اگر مديري نيازمند اصلاح است، بايد اصلاح شود و اگر ساختاري با مشکل مواجه است، بايد بدون تعارف براي آن راهحل پيدا کرد. مردم گلستان بيش از وعده، مديريت ميخواهند. بيش از عنوان، کارنامه ميخواهند و بيش از تغييرات پيدرپي، ثبات و نتيجه ميخواهند. حالا توپ در زمين تصميمگيران است. يا بايد مسير مديريت سلامت گلستان شفاف، تخصصي و پاسخگو شود، يا بايد پذيرفت که ادامه بلاتکليفي، خود به يک مسئله براي سلامت عمومي تبديل خواهد شد.
فعال رسانهاي