مديريت بحران گاز


تیتر اول |

حسين شهري- زمستان هنوز از راه نرسيده، اما نگراني درباره انرژي زودتر از سرما به خانه‌هاي مردم گلستان رسيده است. خبرها از احتمال محدوديت گاز، ضرورت ذخيره سوخت دوم، احتمال تغيير ساعت فعاليت دستگاه‌ها و برنامه‌ريزي براي شرايط اضطراري حکايت دارد. سوز سرماي پاييز و زمستان امسال پيش از آنکه اقليم استان را تحت تأثير قرار دهد، زنگ هشدار پايداري زيرساخت‌ها را در راهروهاي مديريتي و فني به صدا درآورده است. حضور اخير مهندس سعيد توکلي، معاون وزير نفت و مديرعامل شرکت ملي گاز ايران در گلستان و برگزاري جلسات هماهنگي مشترک ميان مديران ارشد بخش آب، برق و گاز، نشانه‌اي آشکار از حساسيت فصلي پيش‌رو است. بر اساس برآوردهاي رسمي مراجع تخصصي، شبکه سراسري کشور در آستانه ورود به سرما با ناترازي بالغ بر230 ميليون مترمکعب گاز در روز دست‌به‌گريبان است؛ شکافي عميق که از تلاقي ناترازي انباشته سنواتي با محدوديت‌هاي فني ناشي از آسيب‌هاي زيرساختي در بخش‌هاي بالادستي و پالايشگاهي حاصل شده است .تحليل موقعيت ژئوانرژيک گلستان در جغرافياي انرژي کشور، از آسيبي دوچندان حکايت دارد.

استان‌هاي شمالي شامل گلستان، مازندران و خراسان شمالي، به‌دليل استقرار در دورترين نقاط نسبت به ميادين و پالايشگاه‌هاي جنوبي کشور و قرارگيري در انتهاي خطوط شبکه انتقال، نخستين مناطقي هستند که هرگونه افت فشار ناشي از اين ناترازي 230 ميليون مترمکعبي را لمس مي‌کنند. بررسي مؤلفه‌هاي مصرف گاز در گلستان مؤيد رفتاري کاملاً نوساني و فصلي است. در شرايط پايدار و روزهاي معتدل سال، نياز روزانه کل استان به حامل انرژي گاز رقمي ميان3.5 تا 5 ميليون مترمکعب ثبت مي‌شود. با ورود موج‌هاي سرماي قطبي و يخبندان‌هاي پايدار در دي و بهمن‌ماه، اين شاخص با شيبي تند و جهشي چهاربرابري به محدوده 16 تا 19 ميليون مترمکعب ارتقا يافته و در شرايط بحراني پيک سرما حتي سقف 20 ميليون مترمکعب در روز را لمس مي‌کند.

در اين ميان، بخش خانگي به‌تنهايي بيش از 60 تا 70 درصد از کل گاز تحويلي به مبادي ورودي استان را مصرف مي‌کند.با توجه به وسعت کسري ملي، تحقق راهبردهاي بالادستي نظير ترميم سريع تأسيسات پالايشگاهي، ديپلماسي انتقال انرژي و مديريت بهينه‌سازي ضرورت تام دارد. اما واقعيت روي زمين نشان مي‌دهد که در صورت فقدان مديريت جامع تقاضا و مواجهه با افت فشار در انتهاي شبکه، خطر تسري بحران به ساير حوزه‌ها حتمي است.

مهم‌ترين خطاي ادراکي در مديريت اين وضعيت، تقليل مسئله به محدوديت مقطعي گاز است؛ درحالي‌که موازنه فني شبکه انرژي منطقه‌اي نشان مي‌دهد هرگونه قطعي فراگير گاز مستقيماً شبکه برق استان را تا مرز خاموشي عمومي پيش خواهد برد. جهش بار شبکه تا 2200 مگاوات رکورد تاريخي مصرف برق گلستان در گرم‌ترين روزهاي مردادماه و در اوج بار ناشي از سيستم‌هاي سرمايشي بين1800 تا 1900 مگاوات ثبت شده است. محاسبات فني شبکه نشان مي‌دهد چنانچه شبکه خانگي با قطعي يا افت شديد گاز روبه‌رو شود، هجوم عمومي مشترکان به تجهيزات گرمايشي برقي (بخاري‌ها و هيترهاي پرمصرف)، بار مصرف برق استان را با جهشي لحظه‌اي به بيش از 2200 مگاوات خواهد رساند. خطوط انتقال، ايستگاه‌هاي فوق‌توزيع و شبکه ترانسفورماتورهاي استان در زمستان توان پذيرش چنين بار نامتعارفي را نداشته و آسيب‌ديدگي زيرساخت‌ها، افت ولتاژ شديد و در نهايت قطعي گسترده شبکه برق را به دنبال خواهد داشت .نقش حياتي نيروگاه سيکل ترکيبي علي‌آباد کتول با ظرفيت اسمي نزديک به 800 مگاوات محور اصلي حفظ ثبات ولتاژ و فرکانس در منطقه است. با سهميه‌بندي اجباري گاز نيروگاهي، پايداري استان صرفاً به استمرار زنجيره تأمين و ذخيره‌سازي صددرصدي سوخت مايع براي واحدهاي اين نيروگاه وابسته خواهد بود. هرگونه گسست در لجستيک حمل جاده‌اي يا اختلال در تخليه سوخت دوم، بلافاصله توليد توان داخلي را فلج خواهد کرد.

نکته ديگر اينکه اتکا به جبران کسري توان از همسايگان گزينه‌اي غيرواقع‌بينانه است؛ مازندران در کوران سرما خود درگير تنش شديد گازي و توليدي بوده و ظرفيت اتصال انتقال آن براي پشتيباني از حدود 200 مگاوات فراتر نمي‌رود. تبادل برون‌مرزي با ترکمنستان نيز به‌واسطه برودت شديد آسياي ميانه و ملاحظات فني، سقفي معين داشته و ظرفيت جذب بار 2200 مگاواتي را پوشش نمي‌دهد .پذيرش شفاف ناترازي 230 ميليون مترمکعبي از سوي بالاترين سطوح حاکميت انرژي، مبنايي براي اقدام پيش‌دستانه است؛ نه مجوزي براي تصميم‌گيري‌هاي انفعالي و غافلگيرانه. استان گلستان در اين آزمون حياتي، نيازمند دو راهبرد عاجل است.

 

صيانت از بخش مولد و امنيت غذايي:

گلستان قطب توليد پروتئين، زنجيره طيور، باغباني گلخانه‌اي و صنايع تبديلي است. تخصيص و انتقال سهميه سوخت دوم مرغداري‌ها، نانوايي‌ها و تأسيسات حساس نبايد در هزارتوي ديوان‌سالاري اداري معطل بماند؛ امنيت سفره‌هاي مردم و حيات سرمايه‌گذاران بخش خصوصي تاب تعلل‌هاي اجرايي را ندارد.استقرار ماتريس شاخص‌محور شفافيت تصميم‌گيري پيرامون ساعات کار ادارات و تغيير شيوه آموزش مدارس بايد از قالب اطلاعيه‌هاي شتاب‌زده واپسين ساعات شب خارج شود. جامعه و خانواده‌ها بايد از طريق يک الگوريتم شفاف، بر مبناي پيش‌بيني تغييرات دما و فشار گاز شبکه، دست‌کم 48 ساعت زودتر در جريان سناريوهاي رياضت انرژي قرار گيرند تا امکان تطبيق رفتار خود را داشته باشند.حفظ تاب‌آوري انرژي استان در مواجهه با ناترازي 230 ميليون مترمکعبي گاز، ديگر يک پروژه بخشي يا اداري صرف نيست؛ مأموريتي چندوجهي است که حفظ توليد پايدار نيروگاه علي‌آباد کتول، جلوگيري از ورود شبکه برق به پيک 2200 مگاواتي و ارتباط صادقانه با افکار عمومي سه رکن تفکيک‌ناپذير آن به شمار مي‌روند. گلستان در نقطه انتهايي خط لوله نيازمند نقطه آغازين آينده‌نگري است؛ مجالي براي غافلگيري نيست و آزمون زمستان، عيار سنجش مديريت ريسک و تعهد اجرايي مسئولان استان خواهد بود.

 

کارشناس و فعال اقتصادي