به کجا ميرويم
حرف مردم |
شايعهاي اين روزها در کوچه و بازار از زبان اين و آن شنيده ميشود که گويا قرار است بهزودي نان تکنرخي شده و در تمام نانواييها (دولتي و آزادپز) به يک قيمت به دست مردم برسد و حتا برخي از اين شايعهها تاريخ دقيقي هم براي اجراي اين برنامه عنوان ميکنند. بنابراين شايعه مثلاً نان بربري به قيمت 10 تا 20 هزار تومان به مشتري ارائه خواهد شد و فعلاً براي مقدمهي شروع کار، سهميهي آرد نانواييهاي دولتي را از سه تا شش کيسه کم کردهاند که البته بخش اخير يعني کم کردن سهميهي آرد، ديگر شايعه نيست و عيناً به چشم ميآيد.
خب، با اين وضعيت قرار است به کجا برسيم؟ در اينجا ديگر از گرانيهاي ساير مايحتاج روزانه سخني نميگوييم که بسيار گفتهاند و شنيدهايم و کوچکترين اثري نداشته است که گفتهاند: نرود ميخ آهنين در سنگ. حتا نميخواهم از شرايط فجيع قيمتها بعد از به اصطلاح جراحيِ اقتصادي و حذف ارز ترجيحي و مصيبت کالابرگ بگويم که قرار شده بود براي جبران آن ماهانه يک ميليون تومان به حساب هر نفر بريزند و 11 قلم کالاي اساسي را هم تعيين کردهاند و اينک که تهيهي همان 11 قلم براي هر نفر به قيمت 10 تا 12 ميليون تومان رسيده است، ميزان ميلغ واريزي در همان يک ميليون تومان درجا ميزند. درحاليکه قيمتها برخلاف وعدههاي داده شده 100 تا 120درصد افزايش يافته اخيراً تصميم گرفتهاند 300 هزار تومان يعني 30درصد بر آن بيفزايند، اما هنوز براي اجراي آن در شک و دودلي هستند. دقت کنيد 30درصد در برابر 100 تا 120درصد!!
از قيمت ارز هم ديگر نگويم که اين روزها دولت براي تأمين هزينههاي خود آن را به قيمت 259 هزار تومان در ازاي هر دلار به مردم ميفروشد که به زبان ديگر پذيرفتن رسميِ اين قيمت از سوي دولت است.
از يک سو هول و ولاي جنگ و کشتار و ويرانيِ آن و از سوي ديگر محاصرهي دريايي و هوايي و يحتمل بهزودي محاصرهي زميني و از سوي ديگر مشکلات روزانه و لاينحل مردم و آثار و عواقب وحشتناک اين گراني از سرقت و ناامني و ناپايداريِ محفل گرم خانوادهگي و دعوا و نزاعهاي خياباني و رواج بيشرمانهي دروغ و دغلکاري و چکهاي برگشتي و بياعتباري قول و قرارها و از هم پاشيدن تجارت و اقتصاد و چه... و چه... آيا هنوز منتظريم دستي از غيب برون آيد و کاري بکند؟
راستي، آن 100 ميليارد دلار نفتي که به دست تراستيها داده شد، ماجرايش به کجا رسيد؟ آيا معلوم شد چه کسي برده و چه کسي خورده است؟ وزير بهداشت ميگويد 3 ميليارد از آن ميتوانست وضعيت دارويي کشور را بهبود بخشد يعني فقط سهدرصد آن مبلغ. ديروز يک کارگر زبالهگرد را ديدم که قسم ميخورد يک ورق 10 عددي قرص خارجي را براي درمان بيماري قلبيِ مادرش به 600 هزار تومان خريده است، يعني يک قرص 60 هزار تومان.
به کجا چنين شتابان؟
به سوي نابودي و ويرانيِ کامل هرآنچه به قيمتي بس گزاف به دست آوردهايم؟ به سوي نابودي نسل کنوني و نسلهاي آينده؟ آيا هيچ تدبير عاقلانهاي ممکن نيست؟ آيا در ميان دولتمردان امروز کسي نيست که اراده و اختيار کافي براي ساماندهيِ عاقلانهي امور داشته باشد و کار را به نفع عموم مردم به پيش ببرد؟
آيا زمستان سختي که برخي خيالپردازان اميدوار بودند بر سر اروپا آوار شود و به همين خيال واهي مردم را به مقاومت تشويق ميکردند، حالا قرار است بر سر خودمان آوار شود؟ مردم اين روزها نگران زمستان پيشِ رو و قطع گاز هستند. شايد بشود با افروختن شمعي نيمهجان رنج و تلخيِ تاريکي و قطع برق را اندکي کاهش داد، اما قطع گاز را چه ميتوان کرد؟ تا کجا ميشود لباس روي لباس پوشيد؟ سالمندان و کودکان و بيماران را چهگونه از سرماي زمستان محافظت کنيم؟ با دو ساعت قطع گاز، چنان سرمايي بر فضاي خانه حاکم ميشود که يا شش ساعت سوختن بخاري در آخرين درجه هم جبران نخواهد شد. پخت و پز را چه چارهاي در پيش گيريم؟ ميگويند چراغ والر تهيه کنيد. با کدام نفت؟
مشکل يکي دو تا نيست. تا دير نشده چارهاي بر آن بينديشيد.