منزلت معلم
یاددداشت اول |
■ با مسوولیت سردبیر
روزگاري نهچندان دور، نام معلم در ذهن بسياري از دانشآموزان با احترام، هيبت و مرجعيت گره خورده بود. نگاه معلم در کلاس، کلام او در مدرسه و تذکرش در مسير تربيت، معمولا با پذيرش بيشتري همراه ميشد. امروز اما نشانههايي از تغيير اين جايگاه به چشم ميخورد؛ تغييري که نميتوان آن را فقط به مسائل اقتصادي، حقوق و مزاياي فرهنگيان فروکاست. مسئله، دگرگوني رابطهاي است که سالها يکي از پايههاي اصلي نظام تربيتي به شمار ميرفت. در طول دهه هاي گذشته، معلم براي بسياري از دانشآموزان تنها آموزگار کتابهاي درسي نبود؛ مرجعي قابل اعتماد بود که سخنش، حتي بيرون از کلاس، وزن و اعتبار داشت. امروز در برخي محيطهاي آموزشي، اين مرجعيت با پرسش، بياعتنايي و گاه رفتارهاي دور از شان معلم روبهروست. البته نبايد اين تصوير را به همه دانشآموزان تعميم داد يا تفاوت نسلها را به بياحترامي تعبير کرد؛ اما ناديدهگرفتن نشانههاي تضعيف احترام در مدرسه نيز واقعبينانه نيست. بخشي از اين دگرگوني را بايد در تغيير شيوههاي تربيتي خانوادهها، گسترش فضاي مجازي، کمرنگشدن مرزهاي رفتاري و تضعيف پيوند ميان خانه و مدرسه جستوجو کرد. دانشآموز امروز، برخلاف نسلهاي پيشين، در جهاني رشد ميکند که در آن اقتدارهاي سنتي بيش از گذشته به چالش کشيده ميشوند. اين تحول، اگر با گفتوگو و تربيت مسئولانه همراه باشد، ميتواند سازنده باشد؛ اما آزادي بدون مسئوليت، بهتدريج مرز ميان پرسشگري و بياحترامي را مخدوش ميکند. بازسازي شان معلم، پيش از هر چيز، به احياي فرهنگ احترام در خانه و مدرسه نياز دارد؛ احترامي که نه از ترس، بلکه از شناخت ارزش آموزش و جايگاه مربي سرچشمه بگيرد. خانوادهها بايد بدانند دفاع بيقيدوشرط از هر رفتار فرزند، به سود او نيست و مدرسه نيز بايد در کنار مطالبهگري، الگويي روشن از عدالت و احترام ارائه دهد. بازتعريف جايگاه معلم، بيش از هر چيز، مستلزم بازنگري در فرهنگ تربيتي جامعه و ترميم پيوند ميان خانواده و مدرسه است. احترام به معلم با تقويت مرجعيت حرفهاي، عدالت آموزشي و اعتماد متقابل معنا پيدا ميکند. خانوادهها و مدارس در اين مسير مسئوليتي مشترک دارند؛ مسئوليتي که بر آموزش مرزهاي رفتاري، تقويت مسئوليتپذيري و نهادينهکردن گفتوگوي محترمانه استوار است. تضعيف حرمت معلم را نبايد مسئلهاي فردي يا محدود به محيط کلاس دانست، بلکه بايد آن را نشانهاي از چالشهاي عميقتر در نظام تربيت اجتماعي تلقي کرد. آينده آموزش، تا حد زيادي، به اين وابسته است که جامعه چگونه ميان حق پرسشگري دانشآموز و ضرورت پاسداشت شان و اقتدار حرفهاي معلم تعادل برقرار ميکند.