گزارشي در مورد جان وخرد درشاهنامه فردوسي
یادداشت |
محمد علي خالديان
به نام خداوند جان وخرد
کزين برتر انديشه برنگذرد
خداوند نام وخداوند جاي
خداوند روزي ده رهنماي
فلاسفه و متکلمان در تعريف حيات که همان جان باشد گفته اند: حيات،قوه اي است که مبد ا ومنشا،حس وحرکت ارادي است يا قوه اي است، که تابع اعتدال نوع، است زيرا چهار عنصر وچهار مزاج يعني برودت وحرارت ويبوست ورطوبت، باهم تضاد دارند،بايد باهم اعتدال بيابند تامزاج معتدل، پديد بيايد در نتيجه صورت نوعي، بر آن وارد شود و زمينه فراهم شود، براي آفرينش حيات، پس نتيجه مي گيريم که حيات،مسبوق ومشروط به بدن ومزاج معتدل وروح حيواني است، روح حيواني،همان اخلاط اربعه است، که از ترکيب انها، جسم لطيف بخاري نامرئي پديد مي آيد. ( شرح المواقف جلد هشتم بحث جسم،) پس نتيجه مي گيريم که حيات مشروط ومسبوق، به مقوماتي چون بنيه واعتدال و روح حيواني است، و خرد نيز همان، فصل مميز انسان يا قوه ناطقه است، که انسان را از ديگر جانداران متمايز،مي کند، ورابطه جان وخرد ، همانند رابطه درخت وميوه است به بيان ديگر جان به منزلهي ظرفي است براي خرد، و پيوند جان وخرد از قبيل پيوند اتحادي است نه انضمامي، و حکيم فردوسي دارد از موهبت هاي خداوند بحث، مي کند واز دو نعمت عظيم و چشم گير که جان وخرد باشد نام مي برد ومي گويد بهتر و بالاتر از اين نمي توان خداوند را ستايش کرد، درادامه ي بيت اول مي گويد از جمله ي الطاف ونواخت هاي الهي اين است که به انسان نام ومنزلت مي بخشد، ونام کنايه از ارج ومنزلت است وجايي،هم کنايه ازمقام و مکانت است، اعم از از جايگاه اجتماعي يامعنوي، به بيان ديگر خداوند به انسان نعمت ها وموهبت هاي زيادي بخشيده از ا جمله اعطاي وجود وخرد ومنزلت هاي ظاهري ومعنوي و اعطاي روزي وهدايت هاي مختلف در زمينه هاي مختلف، و مراد از واژه نام لازم معني آن است، که ارجمندي وعزت است، حال لازم به ذکر است، که اقاي دکتر کزازي، در توضيح اين بيت نوشته اند،( از ديد من نام دراين بيت،در معني مينو به کار برده است جهاني که گوهر، وگونه آن انديشه است وجهاني پيراسته وفروري که درتنگناي دريافتهاي حسي، نمي گنجد،وادميان تا ان زمان که دربند تنند، راهي بدان نمي توانند جست، واز ان تنها نامي مي توانند شنيد،) نامه باستان صفحه 170،و در صدر همان صفحه از حضرات خمسه وکلمات ملکوت ، جبروت، لاهوت،وهاهوت،ياد ميکند، که مربوط به عرفان ابن عربي است ،واين واژگان در زمان فردوسي نبودهاند در هر صورت استاد کزازي راهي دور ودراز رفته اند وجناب دکتر کزازي خوداستاد بلاغت اند بهتر از هرکسي مي داند، که مصرع دوم ( خداوند روزي ده رهنماي) بيانگر اين است که مصرع دوم درتتمه مصرع اول است، وبه عبارت ديگر قرينه درون متني وسياق وسباق بيت ها مانع از اين است که مراد از نام، جهان ملکوت، باشد، بلکه مراد لازم معني ان است که منزلت ومکانت مي باشد.
استاد دانشگاه