درد دل کشاورزان گندم‌کار


یادداشت |

 

عبدالشکور تاتار

 

 

چند سالي هست که کشاورزان و دهقانان در ايران و بخصوص در ترکمن‌صحرا، بعلت شيوه‌ي قيمت‌گذاري نادرست و تحميلي بهاي گندم و قطع سوبسيدها و افزايش قيمت تمام شده‌ي محصول‌ در واحد سطح و غيره و با عدم توازن دخل و خرج که نارضايتي شديدي را بهمراه دارد، روزگار خوشي را سپري نمي‌کنند. کشاورزان با هزاران اميد و آرزو و به اميد کسب روزي حلال، فعاليت‌شان را آغاز مي‌کنند. از شخم زدن و آماده کردن زمين تا تهيه بذر و کود و آرزوي بارش باران و رويش گندم و جو و به اميد محصولي که درو کند و روزگار سال به سال سخت شده‌اش را بچرخاند.

مشکلات از همان اول کار شروع مي‌شود:

مي‌خواهد بذري را که براي کاشت نگاه داشته است را به موقع، بوجاري و آماده‌ي کشت کند، ولي بعلت کافي نبودن دستگاه‌هاي بوجاري مشکلاتي را ايجاد مي‌کند. تهيه و تامين کود مورد نياز مردم را که خيلي راحت مي‌شود با برنامه‌ريزي مناسب توسط مسئولان ذيربط از قبل تدارک ديده شده و به موقع به دست کشاورز رساند نيز، همواره بعلت عدم مديريت صحيح، پيچيده مي‌گردانند. تامين و تدارک تراکتور براي شخم زدن زمين و مرحله‌ي کاشت هم داستان خودش را دارد. کشاورز مي‌خواهد به موقع زمين‌اش را بکارد که نوبت‌دهي و هماهنگي با صاحب تراکتور و بعضا عمل نکردن به زمان تعيين شده از يکطرف و تامين هزينه‌ي کشت که هرساله نسبت به تورم افزايش مي‌يابد از طرف ديگر هم مزيت بر علت مي‌شود. نوبت به کودپاشي مي‌رسد و همه دوست دارند قبل از بارش باران کار کودپاشي‌شان را انجام بدهند که باعث ترافيک شديد مي‌شود. سمپاشي هم که سواي رو به فزوني سرسام‌آور هر ساله قيمت سم، داستان مشابه‌اي با کودپاشي دارد. خلاصه اگر باد و باران و مه و خورشيد و فلک، همه در کار باشند و محصولي براي درو، (که انشاالله براي همه باشد) مي‌رسيم به قرار و مدار تعيين وقت درو و به انتظار نشيني براي کمبايني که بيشتر اوقات به موقع رديف نمي‌شود. و کاميون و کاميونداراني که عليرغم افزايش بي‌رويه و نامناسب کرايه‌ي حمل در زمان درو، هميشه با کلي منت و طاقچه بالا گذاشتن بخاطر صف طولاني (ناشي از باز نشدن به موقع سيلوها همزمان با فصل درو در ترکمن‌صحرا که زودتر از ساير مناطق انجام مي‌شود) و زمان‌بر بودن تحويل گندم به سيلوها و غيره، کار حمل را انجام مي‌دهند. از تمام اين‌ها که بگذريم، مي‌رسيم به دولتمردان و دولتي که سواي قيمت گذاري بسيار نادرست در مقابل ساير محصولات کشاورزي، نسيه مي‌خرند و با جان به لب رساندن و خون به جگر کردن کشاورز و با روش قطره‌چکاني بسيار مزخرف، ذره ذره پول کشاورز را با تاخير فراوان مي‌دهند. در حاليکه تا از کشاورز پول بذر و کود را نقدا و يک‌جا نگيرند، از دادن آنها خودداري مي‌کنند. البته اين رويه‌ي نقدي گرفتن پول، فقط به بذر و کود ختم نمي‌شود و به تمام مواردي که به دولت مربوط مي‌شود، تسري دارد.

بطور مثال در رابطه با دريافت پول آب و برق و گاز و تلفن و غيره هم، کار به همين منوال است. البته توأم با تهديد قطع و ندادن سرويس و التيماتوم زماني يکطرفه‌اي که (برخلاف کشاورزان و دهقانان که هيچ ابزاري ندارند) ابزارش را هم دارند.

خلاصه درد دل کشاورزان يکي دو تا نيست ولي متاسفانه هيچ گوشي براي شنيدن و هيچ اراده‌اي براي کاهش دردها نيست و فقط با پيچيده کردن اموراتي از قبيل:

ايجاد پروسه‌ي طولاني و پيچيده کردن روند کود دادن و يا تخصيص کم و کاهش سهميه‌ي گازوئيل براي تراکتورها و کمباين‌ها و ...، نمونه‌هاي بارز آن است.

ضمنا از افزايش روز به روز بهاي لوازم يدکي، و غيره نيز نبايد غافل ماند، زيرا در هزينه‌ي کاشت، داشت، برداشت و قيمت تمام شده‌ي محصول تاثير فراواني دارد. علاوه بر موارد فوق، ممنوعيت و محدوديت ورود و خروج گندم و جو از يک استان به استان‌هاي ديگر را نيز بايد بدان افزود که اين محدوديت براي هيچکدام از محصولات زراعي ديگر وجود ندارد و باعث بهم خوردن روند طبيعي عرضه و تقاضا شده و در بهاي گندم تاثير منفي مي‌گذارد. به اميد تسهيل امورات مرتبط با کشاورزي و مساعدت و بهبود وضع توليد کنندگان گندم و نان، بعنوان قوت لايموت اکثريت مردم ايران تحت عنوان، محصول استراتژيک کشور که اهميت بسزايي در قطع وابستگي و واردات دارد.