استاد معطوفي در دورهمي تحريريه گلشن مهر: گلشن مهر پرورش گاه اهل قلم است
تیتر اول |
مهران موذني- نشست دورهمي تحريريه روزنامه گلشن مهر در روز چهارشنبه، 29 مهر 1405، فرصتي براي بازخواني تجربه نزديک به سه دهه فعاليت اين روزنامه و گفتوگو درباره نقش مطبوعات در توسعه فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي استان گلستان بود. در اين نشست، نويسندگان يک سال گذشته گلشن مهر ضمن بررسي اصول و کارنامه اين روزنامه، درباره ضرورت تکثر ديدگاهها، استقلال رسانه، مشکلات اقتصادي مطبوعات، نسبت توسعه و محيطزيست و مسئوليت رسانهها در پيگيري مطالبات مردم به بحث و تبادل نظر پرداختند. گفتوگوهايي که در کنار تأکيد بر اهميت پايداري و پرورش نويسندگان، پرسشهايي جدي درباره خطمشي رسانه، ميزان اثرگذاري مطبوعات و نسبت نقد با تغييرات عملي در جامعه مطرح کرد تا چراغ مسير توسعه، بيش از پيش روشن شود.در ابتدا مريم قرآني، مدير مسوول روزنامه ضمن خير مقدم درباره ضرورت جلسه گفت: گلشن مهر براي استمرار بالندگي نياز به شنيدن سخنان نويسندگان و مخاطبان دارد و اين جلسه در پي شنيدن سخنان نويسندگان متنوع گلشن مهر است تا با ارتقاي کيفيت گلشن مهر توسعه فرهنگي در گلستان شتاب بيشتري بگيرد.
گفتوگو، تکثر و توسعه
احسان مکتبي، صاحب امتياز روزنامه گلشن مهر به عنوان نخستين سخنران فعاليتهاي بيست و هشت ساله و اصول گلشن مهر را زير ذرهبين برد. وي در همين باره گفت: اميدواريم اين گردهمايي آغازگر نشستهاي بيشتر و زمينهساز گسترش گفتوگو ميان اهالي قلم استان باشد. فقدان گفتوگو ميان فعالان سياسي، فرهنگي، اجتماعي و اهالي قلم بهوضوح احساس ميشود؛ در حالي که بسياري از مسائل جامعه را ميتوان از طريق گفتوگو، تبادل نظر و شنيدن ديدگاههاي مختلف بررسي کرد. از ابتداي فعاليت روزنامه در سال 1378، شش اصل شامل صداقت در اطلاعرساني، اعتدال، پرهيز از نفي ديگران، همزيستي، توسعه و دفاع از حقوق شهروندي براي آن تعريف شد و طي 28 سال گذشته تلاش کردهايم فعاليت خود را بر مبناي اين اصول ادامه دهيم. ايران از ابتدا مسئله محوري ما بوده و در ادامه هم خواهد بود. براي ما، اصالت در خدمت به ايران است؛ تلاش کردهايم از امکانات و حمايتهاي موجود، بيشترين بهره را براي ارتقاي سطح فرهنگي روزنامه و جامعه ببريم. تلاش ما اين بوده است که روزنامه به بستري براي حضور نويسندگان با ديدگاههاي مختلف تبديل شود. تلاش کردهايم زمينه حضور طيفهاي مختلف فکري و سياسي را در اين رسانه فراهم کنيم. باور ما اين است که افراد با نگرشهاي متفاوت بايد بتوانند در چارچوب ضوابط مشخص، ديدگاههاي خود را مطرح کنند. در جامعهاي با جمعيت حدود 90 ميليون نفر، طبيعي است که سليقهها و نگرشهاي متنوعي وجود داشته باشد. همه افراد حق دارند نظر خود را مطرح کنند و رسانهها نيز بايد تا حد امکان زمينه گفتوگو ميان اين ديدگاهها را فراهم آورند. در حال حاضر، هر هفته بين 35 تا 50 نفر در گلشن مهر مطلب توليد ميکنند. وابستگي به جريانهاي سياسي، چه چپ و چه راست، يا رابطه شخصي با صاحبامتياز و مديرمسئول، معيار انتشار مطلب در اين روزنامه نيست. سازوکارهايي براي ارزيابي مطالب در نظر گرفتهايم تا کيفيت محتوا در اولويت قرار گيرد. قاعده گلشن مهر اين است که مطالب نبايد با استفاده از هوش مصنوعي توليد و براي انتشار ارسال شوند. مطالب ارسالي بررسي ميشوند و محتوايي که به اين شيوه توليد شده باشد، از فرايند انتشار کنار گذاشته ميشود. هدف ما اين است که مطالب منتشرشده حاصل تفکر، تأمل و نگارش خود نويسندگان باشند. در سالهاي اخير، بهويژه طي يک دهه گذشته و پس از رسيدن مجموعه به ثبات اوليه اقتصادي، بخشي از تمرکز خود را بر تربيت نيروي انساني گذاشتهايم.
تلاش کردهايم کودکان را با ادبيات فارسي و آثار برجستهاي همچون گلستان و بوستان سعدي و شاهنامه فردوسي آشنا کنيم و زمينه يادگيري و تمرين مستمر آنها را فراهم آوريم. تاکنون حدود 350 کودک در قالب اين برنامهها تحت حمايت و آموزش مجموعه قرار گرفتهاند.
در حال حاضر، به طور هفتگي در روزهاي چهارشنبه، صفحه ادبيات کودک و نوجوان گلشن مهر منتشر ميشود. اگر بتوانيم از ميان اين چندصد کودک، حتي يک يا دو نفر را در آينده به نويسندهاي تراز اول تبديل کنيم، خدمت بزرگي به جامعه کردهايم. همچنين اگر اين آموزشها به پرورش انسانهايي موفق و مسئوليتپذير در زندگي شخصي و اجتماعي منجر شود، به هدف خود نزديک شدهايم بنابر اين ما در پي توسعه متوازن ايران هستيم و همانگونه که در شعار نشريه همواره تکرار کرده ايم به آباداني ايران بزرگ مي انديشيم.
نقش مطبوعات در غياب احزاب
اسداله معطوفي، استاد پژوهشگر حوزه تاريخ، فرهنگ، ادبيات و مطبوعات که سخنران اصلي اين دورهمي بود، به مصائب فعاليت رسانهاي در ايران و بررسي نقش مطبوعات در غياب احزاب پرداخت و گفت: شايد بنده را بيشتر بهعنوان مورخ بشناسند، اما من تأکيد زيادي بر اقتصاد، بهويژه در جامعه ايران، دارم. همچنين به جامعهشناسي و شناخت طبقات اجتماعي اهميت ميدهم. بايد همواره از خود پرسيد که چگونه ميتوان بدون شناخت طبقات اجتماعي درباره درست يا نادرست بودن يک موضوع قضاوت کرد؟ منافع طبقات فرودست و فرادست هيچگاه کاملاً بر يکديگر منطبق نيست. جامعه مدرن به احزاب، اتحاديهها و سنديکاها نياز دارد. جامعهاي که مطالبات آن سرکوب شده و امکان بيان و پيگيري سازمانيافته خواستههاي مردم در آن وجود ندارد، با انباشت نارضايتي و اعتراضهاي پراکنده مواجه ميشود. مطالبات سياسي طبقه متوسط و اقشار خردهبورژواي ايران نيز بايد جدي گرفته شود؛ در غير اين صورت، ممکن است اشتباهات حکومت پهلوي تکرار شود. دکتر معطوفي ادامه داد: من از نخستين سالهاي انتشار مطبوعات پس از انقلاب، مخاطب جدي آنها بودهام و تا امروز بهصورت حرفهاي روزنامه و نشريه ميخوانم. به همين دليل، مشکلات مطبوعات را از نزديک ميشناسم. نخستين مشکل، مسائل مالي است. چون خودم اهل قلم هستم و آثارم را منتشر ميکنم، ميدانم نوشتن و انتشار مطلب چقدر دشوار است. مشکل ديگر، محدوديت فضاي آزاد براي اظهارنظر است. من از مديرمسئول، صاحبامتياز، سردبير و اعضاي گلشن مهر بهدليل فراهم کردن امکان انتشار ديدگاههاي مختلف قدرداني ميکنم. البته ميزان اثرگذاري مطبوعات فقط به عملکرد تحريريه وابسته نيست، بلکه شرايط اجتماعي، ساختار طبقاتي و مناسبات قدرت نيز در آن نقش دارند. من در کتاب «جايگاه استرآباد در نشريات عصر قاجار» حاصل بررسي حدود 14 هزار شماره نشريه را ارائه کردهام. اين تجربه به من نشان داده است که مشکلات مطبوعات، از جمله کمبود نيروي متخصص و نويسنده، سابقهاي طولاني دارند. براي مثال، روزنامه حبلالمتين در دوره قاجار، با وجود نداشتن مشکل مالي، با کمبود نيرو و نويسنده مواجه بود. توليد محتواي مناسب براي بخشهاي مختلف يک روزنامه، از صفحه ادبيات و کودکان تا سرمقالههاي سياسي، کار سادهاي نيست. پيدا کردن نويسندگاني که بتوانند بهصورت مستمر و حرفهاي مطلب بنويسند، دشوار است. نويسندگي حرفهاي با نوشتن مطالب پراکنده تفاوت دارد و مستندنويسي نيز به پژوهش، دانش و تجربه نيازمند است. با وجود اين دشواريها، گلشن مهر توانسته است از سال 1378 تاکنون به فعاليت خود ادامه دهد؛ درحاليکه نشريات بسياري در استان منتشر شدند و پس از مدتي از ادامه کار بازماندند. من اين پايداري را حاصل تلاش و مقاومت مجموعهاي ميدانم که در برابر ناملايمات ايستاده است. من سالهاست که گلشن مهر را بهصورت منظم ميخوانم. اکنون انتشار نسخه ديجيتال نيز دسترسي به آن را برايم آسانتر کرده است. به باور من، همراهي اعضاي مجموعه و تلاش مشترک آنها در استمرار فعاليت روزنامه نقش مهمي داشته است. اين روزنامه روزانه حدود چهار هزار کلمه محتوا توليد ميکند و حدود سه هزار مخاطب در فضاي مجازي دارد. اين اعداد براي يک نشريه محلي، با توجه به محدوديتهاي مالي و نيروي انساني، اهميت زيادي دارند. نوشتن و انتشار مطلب کاري ساده نيست. نميتوان انتظار داشت نويسنده پژوهش کند، اسناد را بررسي کند، مقالهاي مستند بنويسد و آن را در اختيار روزنامه يا مرکز اسناد قرار دهد، اما در مقابل، دستمزد مناسبي دريافت نکند. نويسنده نيز مانند ديگر افراد جامعه هزينه زندگي، مسکن و خانواده دارد و براي ادامه فعاليت حرفهاي به حمايت مالي نيازمند است. من از اعضاي گلشن مهر دفاع ميکنم، چون ميدانم چه دشواريهايي را پشت سر ميگذارند. اين حرفها تعارف نيست؛ قضاوت کسي است که سالها بهصورت حرفهاي مطبوعات را خوانده و با مشکلات نويسندگي و انتشار آشناست. نکته مثبت ديگري که در بيش از 20 سال فعاليت گلشن مهر ديدهام، پرورش نويسندگان باتجربه است. اين روزنامه بهتدريج به پرورشگاه اهل قلم تبديل شده و بستري براي رشد و تجربهاندوزي نويسندگان فراهم کرده است. در سالهاي اخير نيز با تفکيک موضوعي صفحات و گسترش مطالب فرهنگي، تاريخي و اقتصادي، نشانههايي از پختگي بيشتر در آن ديده ميشود. به نظر من، اقتصاد زيربناي بسياري از مسائل اجتماعي است. جامعهاي که از نظر اقتصادي بيمار است، با راهکارهاي ظاهري درمان نميشود؛ بلکه بايد ريشه مشکلات آن را شناخت. به همين دليل، گسترش مطالب اقتصادي، سياسي، تاريخي و فرهنگي در گلشن مهر را اقدامي ارزشمند ميدانم. ايکاش اين روزنامه رقباي بيشتري در استان داشت تا رقابت ميان نشريات به ارتقاي کيفيت کار همه آنها کمک کند. در پايان، بار ديگر بر اين نکته تأکيد ميکنم که در جامعهاي بدون احزاب مؤثر، بار سنگيني بر دوش مطبوعات قرار ميگيرد. نبود احزاب، اتحاديهها و سنديکاها، مسير بيان و پيگيري مطالبات گروههاي مختلف اجتماعي را محدود ميکند و ميتواند به انباشت نارضايتي و بروز بحرانهاي اجتماعي بينجامد. مطبوعات در چنين شرايطي ناچارند بخشي از اين خلأ را جبران کنند. از همين رو، تلاش گلشن مهر براي بازتاب ديدگاههاي مختلف، از چپ و راست گرفته تا جريانهاي فکري ديگر، رويکردي درست و ضروري است. وقتي تشکلهاي سياسي و صنفي امکان کافي براي نمايندگي مطالبات مردم ندارند، رسانهها بايد فضايي براي بيان اين ديدگاهها و ايجاد تعادل اجتماعي فراهم کنند. من براي مجموعه گلشن مهر آرزوي پايداري و موفقيت دارم و اميدوارم اين روزنامه همچنان به پرورش اهل قلم، انعکاس ديدگاههاي گوناگون و توسعه فرهنگي استان ادامه دهد.
ضرورت توجه بيشتر به اقتصاد
حسينقلي قوانلو، تحليلگر اقتصاد و از اعضاي تحريريه گلشن مهر با انتقاد از برخي يادداشتهاي اين روزنامه، توجه بيشتر به اقتصاد را ضروري دانست و عنوان کرد: به ياد دارم که گلشن مهر در سالهاي 1376 يا 1378 و در اوج دوران اصلاحات فعاليت خود را آغاز کرد. برخلاف نظر برخي دوستان، معتقدم هر رسانهاي، چه مکتوب و چه فعال در شبکههاي اجتماعي، بايد خط فکري مشخصي داشته باشد. نميتوان صرفاً براي انعکاس ديدگاههاي مختلف، يکبار از چپ و بار ديگر از راست نوشت. رسانه بايد در حوزههاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي جهتگيري روشني داشته باشد. انتقاد من به برخي مطالب گلشن مهر، بهويژه در حوزه اقتصاد، اين است که گاهي به طرحهاي توسعهاي استان بدون توجه کافي به ابعاد اقتصادي آنها پرداخته ميشود. به طور مثال، درباره بلندمرتبهسازي بايد همه ابعاد موضوع، ازجمله آثار اقتصادي، شهري و زيستمحيطي، بررسي شود. من متخصص اين حوزه نيستم، اما معتقدم نقدها بايد با نظر کارشناسان مختلف همراه باشند. شرايط اقتصادي مردم گلستان نامناسب است و نميتوان در ارزيابي طرحهاي توسعهاي فقط به پيامدهاي منفي آنها توجه کرد. تقريباً هر پروژهاي در کنار آثار مثبت، هزينههايي هم دارد؛ بنابراين بايد آسيبهاي احتمالي را در کنار مزايايي مانند ايجاد اشتغال، گردش نقدينگي و رونق اقتصادي سنجيد. براي نمونه، ممکن است برخي طرحهاي توسعهاي بر محيطزيست اثر منفي بگذارند، اما در مقابل، فرصتهاي اقتصادي مهمي ايجاد کنند. حتي گاهي گفتهام کاش گلستان از نظر توليد ناخالص داخلي و درآمد مردم به اصفهان نزديک بود، هرچند اگر لازم بود مانند اين استان به مشکلات مرتبط به آلودگي هوا دست و پنجه نرم کنيم. منظورم اين است که بايد ميان هزينههاي توسعه و دستاوردهاي اقتصادي آن توازن برقرار کنيم. پيشنهاد من اين است که گلشن مهر پيش از انتشار مطالب انتقادي درباره طرحهاي توسعهاي، ديدگاههاي کارشناسان مختلف را دريافت کند و ابعاد گوناگون هر موضوع را بسنجد. نبايد اين تصور ايجاد شود که روزنامه با هر نوع توسعهاي مخالف است. نقد بايد مستند، چندجانبه و متناسب با شرايط اقتصادي استان باشد. در نهايت، تأکيد ميکنم که گلشن مهر بايد خط فکري مشخصي داشته باشد. اينکه گفته شود روزنامه هم ديدگاههاي چپ را منتشر ميکند و هم ديدگاههاي راست را، لزوماً به معناي بيطرفي يا جامعنگري نيست. مخاطبان از مواضع فکري مديران رسانه آگاهاند؛ بنابراين بهتر است اين جهتگيري روشن باشد و در کنار آن، نقدهاي کارشناسي و ديدگاههاي متفاوت نيز با دقت بررسي شوند.
محيط زيست اساس توسعه است
محمداسماعيل اسدي، پژوهشگر ارشد آب و خاک و از نويسندگان گلشن مهر، بيتوجهي مسئولين به يادداشتهاي انتقادي گلشن مهر را به باد انتقاد گرفت و اظهار داشت: من معتقدم که تکثرگرايي در روزنامه ضروري است و بايد امکان طرح ديدگاههاي مختلف فراهم باشد؛ اما پرسش اصلي اين است که مطالب و نقدهايي که در روزنامه منتشر ميشوند، چه بازخوردي دارند و به چه نتيجهاي ميرسند؟ براي مثال، بارها درباره مشکلات آب، سدها و محيطزيست نوشته شده، اما تغيير محسوسي نديدهايم. در سيلاب 18 مهر متأسفانه دو نفر از هموطنانمان جان باختند. پس از هر سيلاب، مسئولان بازديد ميکنند و وعدههايي براي جبران خسارت ميدهند؛ اما بايد پرسيد چرا از وقوع اين حوادث جلوگيري نميشود؟ يکي از دلايل مهم سيلاب، تخريب پوشش گياهي و از بين رفتن جنگلها و اراضي شيبدار است. پوشش گياهي انرژي ضربه قطرات باران را ميگيرد و به نفوذ آب در خاک کمک ميکند. در جنگلهاي النگدره، بهواسطه پوشش گياهي متراکم، بخش زيادي از آب باران در خاک نفوذ ميکند و روانآب کمتري شکل ميگيرد. وقتي پوشش گياهي را از بين ميبريم، نبايد از پيامدهاي آن تعجب کنيم؛ طبيعت به رفتار ما واکنش نشان ميدهد. در موضوع بلندمرتبهسازي نيز بايد دقيقتر صحبت کنيم. ساخت برجهاي بلند در مناطقي مانند ناهارخوران ممکن است چشمانداز طبيعي را تخريب کند، مسير حرکت پرندگان را مختل سازد و بر جريان باد اثر بگذارد. اينکه در برخي مناطق مازندران ساختوسازهايي انجام شده، دليل نميشود همان الگو را در گلستان تکرار کنيم. خوشبختانه با کنشگري فعالان محيطزيست، طرح تلهکابين نيز متوقف شد. ما از نعمت جنگلهاي هيرکاني برخورداريم؛ جنگلهايي با قدمت ميليونها سال که از ارزشمندترين ميراث طبيعي جهاناند. حدود 400 هزار هکتار از اين جنگلها در گلستان قرار دارد و النگدره، در قلب گرگان، نمونهاي کمنظير از اين ثروت طبيعي است. پيشنهاد ميکنم مسئولان و شهروندان بيشتر با اين محيط آشنا شوند تا اهميت حفظ آن را از نزديک درک کنند. در کنار مسائل محيطزيستي، بايد درباره دستاوردهاي اقتصادي طرحهاي توسعهاي نيز پرسيد. همچنين بايد توجه داشت که توسعه اقتصادي نبايد به قيمت تخريب محيطزيست تمام شود. طبق آمارهايي که مطرح ميشود، سالانه حدود 50 هزار نفر در کشور بر اثر آلودگي هوا جان ميبازند. هواي پاک گرگان نيز تا حد زيادي به وجود جنگلهاي هيرکاني وابسته است. بنابراين، درآمد و اشتغال مهماند، اما بدون آب سالم، خاک حاصلخيز و هواي پاک، زندگي باکيفيتي نخواهيم داشت. من معتقدم براي مشکلات محيطزيستي راهکارهاي علمي و عملي وجود دارد و نبايد به شعار بسنده کرد.
رسانههاي آزاد و توسعه
عبدالناصر مهيمني نويسنده گلشن مهر نيز با اشاره به رسانهها به عنوان مهمترين پيشنياز توسعه، سهلانگاريها در دهههاي گذشته را عامل جا ماندن کشور از قطار توسعه دانست و گفت: حدود سالهاي 1370 تا 1372، وقتي برنامه دوم توسعه دولت آقاي هاشمي رفسنجاني را بررسي کردم، به اين نتيجه رسيدم که متن آن بيشتر به انشا شباهت دارد تا يک برنامه عملياتي. چرا که به مهمترين پيشنياز توسعه که رسانههاي آزادند، در آن اشاره نشده بود؛ رسانههايي که بتوانند سياستها و تصميمها را نقد و بررسي کنند. بدون چنين امکاني، برنامهها از نظارت و ارزيابي جدي محروم ميمانند و امور بهصورت روزمره پيش ميروند.
از اصلاحات تا واقعيت امروز
محمد صادق سالاري، با انتقاد از چارچوبهاي سياسي گلشن مهر گفت: من هم از فرصتي که براي نوشتن يادداشت در روزنامه گلشن مهر در اختيارم قرار گرفته، تشکر ميکنم؛ اما چند نقد درباره فضاي حاکم بر روزنامه و صحبتهاي دوستان دارم. به نظر من، فضاي فکري گلشن مهر همچنان متأثر از دوران اصلاحات است؛ درحاليکه جامعه تغييرات زيادي کرده و بايد درباره خطمشي سياسي و فکري روزنامه بازنگري کرد. اينکه رسانه از جريان چپ يا راست حمايت کند يا خط فکري مستقلي داشته باشد، انتخاب گلشن مهر است و براي هرکدام هم ميتوان استدلالهايي مطرح کرد. براي مثال، همواره بر ضرورت فعاليت احزاب و سنديکاها بهعنوان پيششرط توسعه تأکيد ميشود؛ اما تجربه ايران در سالهاي 1320 تا 1332، آلمان در فاصله 1918 تا 1933 و حتي دوران اصلاحات نشان ميدهد که فعاليت احزاب بهتنهايي براي رسيدن به توسعه کافي نيست. بنابراين، اين ديدگاهها نيازمند بررسي و بازنگري جدياند. از نظر من، گلشن مهر در حوزه اقتصاد بهتر توانسته از چارچوب فکري دوران اصلاحات فاصله بگيرد و ديدگاههاي متنوعتري را مطرح کند. با اينحال، در حوزه محيط زيست همچنان بياعتمادي عميقي وجود دارد. کنشگران محيط زيست معمولاً تصور ميکنند پروژههاي توسعهاي دولت به محيط زيست آسيب ميزنند؛ مسئلهاي که ريشه آن را بايد در کاهش سرمايه اجتماعي و اعتماد عمومي جستوجو کرد. پيشنهاد ميکنم روزنامه پروژههاي پژوهشي مشخصي تعريف کند؛ براي مثال، بررسي علل افزايش آمار سرطان در استان گلستان و مقايسه آن با استانهايي مانند اصفهان، تهران و سيستانوبلوچستان. ميتوان از متخصصان دعوت کرد تا اين مسئله را از ابعاد مختلف بررسي کنند و به نتايج مستند برسند. نکته ديگر، تداوم برخي تحليلهاي قديمي درباره جامعه و تضاد طبقاتي است. هنوز از نظريههاي مارکس و وجود طبقه متوسط گسترده صحبت ميشود، درحاليکه آمارهاي اقتصادي چنين تصويري را تأييد نميکنند. همچنين، بخش مهمي از اعتراضات اجتماعي از سال 1396 به بعد، ريشههاي معيشتي داشتهاند. به همين دليل، معتقدم بايد اين تحليلها را با واقعيتهاي اقتصادي و اجتماعي امروز تطبيق داد و از تکرار چارچوبهاي نظري قديمي بدون بررسي شواهد پرهيز کرد.
فرهنگ زيربناي توسعه است
مجتبي جمالي فرهنگ و به دنبال آن، رسانهها را به عنوان زيربناي توسعه مطرح کرد و افزود: به ياد دارم که استادي داشتيم که هم در مديريت و هم در اقتصاد تحصيل کرده بود و علاوه بر دانش آکادميک، تجربه اجرايي قابلتوجهي داشت. او در درس «بررسي مسائل اداري ايران» بر اين نکته تأکيد ميکرد که زيربناي توسعه اقتصادي و سياسي، توسعه فرهنگي و فکري جامعه است. ايشان براي توضيح اين موضوع، از ژاپن و آلمان مثال ميزد و ميگفت اين کشورها با وجود تخريب گسترده زيرساختهايشان، توانستند دوباره روي پاي خود بايستند؛ زيرا سرمايه فکري و فرهنگي جامعهشان حفظ شده بود. ساختمان، کارخانه و جاده را ميتوان بازسازي کرد، اما اگر سرمايه اجتماعي و فرهنگي از بين برود، بازسازي آن بسيار زمانبر و پرهزينه خواهد بود. توسعه بدون وجود ساختارهايي مانند احزاب، اتحاديهها و سنديکاها دشوار است. اين نهادها رقيب حکمراني نيستند، بلکه ميتوانند به دولت در شناخت و حل مسائل جامعه کمک کنند. هيچ کشوري نميتواند همه مسائل عمومي خود را بدون مشارکت نهادهاي مدني حل کند. به باور من، توسعه جامعه با توسعه فرهنگي و انديشه آغاز ميشود و رسانه يکي از ابزارهاي اصلي تحقق آن است. رسانه ميتواند جامعه را آگاه کند و حتي اگر برخي مسئولان و سياستگذاران مستقيماً به مطالب منتشرشده توجه نکنند، نميتوان نتيجه گرفت که اين مطالب بيتأثيرند. انديشه مانند نور است که از کوچکترين روزنهها راه خود را پيدا ميکند. بنابراين، نبايد تصور کنيم که تلاش رسانهها بينتيجه ميماند. تجربه نشان داده است که رسانه در برخي مقاطع توانسته است با افشاي فساد و طرح مسائل مغفولمانده، فضاي عمومي را تغيير دهد. هرچند ممکن است با محدوديتهايي مواجه باشيم، تأثير رسانه همچنان قابل مشاهده است و بايد اين مسير را ادامه داد. يکي از مهمترين ويژگيهاي گلشن مهر نيز استمرار فعاليت آن است. اينکه يک مجموعه در فراز و نشيبهاي مختلف دوام بياورد و بهتدريج ريشه بدواند، تجربه ارزشمندي است؛ مانند نهالي که به درختي تنومند تبديل ميشود. به نظرم گلشن مهر و آقاي مکتبي نمونهاي از اين پايداري هستند.
پيگيري؛ حلقه مفقوده مطبوعات
علي اصغر ميرزايي از مخاطبان ثابت گلشن مهر نيز گفت: يکي از ويژگيهاي مثبت گلشن مهر، پرداختن به حوزههاي مختلف سياسي، اجتماعي، فرهنگي، ورزشي و اقتصادي و انعکاس ديدگاههاي متنوع جامعه است. روزنامه بايد بازتابدهنده منطقي ديدگاههاي مختلف، از چپ و راست تا اصلاحطلب و اصولگرا باشد. ضرورت پيگيري مطالب منتشرشده در رسانهها مسئله مهمي است. مطبوعات در افشاي فساد و انعکاس مشکلات مردم نقش مهمي دارند و نمونههايي از افشاگريهاي مستند روزنامهنگاران نشان داده است که رسانه ميتواند بر افکار عمومي و روند رسيدگي به مسائل اثر بگذارد. گلشن مهر نيز بايد علاوه بر انعکاس مطالبات مردم، نتيجه پيگيري آنها را گزارش کند. براي مثال، اگر درباره مسائل محيطزيستي يا پتروشيمي مطلبي منتشر ميشود، لازم است مشخص شود که اين مطالب چه تأثيري داشتهاند و آيا به نتيجهاي رسيدهاند يا خير. وظيفه رسانه فقط بيان مشکلات نيست؛ بلکه بايد تا حد امکان، مسير پيگيري مطالبات و نتايج آن را نيز براي مردم روشن کند.
تريبوني براي مصائب استان
محمد ديلم کتولي نويسنده اصول گرا که در گلشن مهر يادداشت منتشر مي کند، ضمن تمجيد از روزنامه گلشن مهر، آن را تريبوني براي مصائب و دردهاي استان دانست و گفت: از نظر من، آقاي مکتبي نماينده يک جريان فکري است؛ اما گلشن مهر صرفاً تريبون آن جريان نيست. بلکه رسانهاي براي بيان دردها، مشکلات و مصائب استان گلستان و ارائه راهکار براي آنهاست. نکته مهم براي من اين است که مطالب، بدون منت و بدون دستکاري، منتشر ميشوند؛ درحاليکه همين نوشتهها ممکن است در رسانههاي ديگر هفتهها معطل بمانند. اين فضاي باز، ما را هم به فعاليت بيشتر تشويق ميکند. موضوع ديگري که اهميت دارد، بررسي بازخورد مطالب در جامعه است. بايد ببينيم مخاطبان چه برداشتي از نوشتههاي ما دارند و آيا اين نوشتهها به تغيير نگرش يا اقدام عملي منجر ميشوند يا نه. من خودم بارها نظرات مخاطبان را خواندهام و از آنها براي اصلاح مسيرم کمک گرفتهام. اگر نوشتهاي بر مخاطب يا مسئولي اثر بگذارد و اقدامي در پي آن انجام شود، آنوقت ميتوان گفت کار رسانه به نتيجه رسيده است. در پايان، از آقاي مکتبي و همکارانشان بهخاطر ايجاد اين فضاي باز تشکر ميکنم. گلشن مهر امروز به يک برند رسانهاي تبديل شده و انتشار مطلب يا شعر در آن براي من و بسياري از دوستان افتخار است. اميدوارم اين فضا و امکان انتشار ديدگاههاي متنوع همچنان ادامه پيدا کند.
صفحه کودک و نوجوان گلشن مهر
آزاده حسيني، دبير صفحه ادبيات کودک و نوجوان گلشن مهر، به عنوان واپسين سخنران دورهمي تحريريه گلشن مهر، اين صفحه و فعاليتهاي آن را زير ذرهبين برد و گفت: اين صفحه اکنون دانشجو، فارغالتحصيل يا صاحب خانواده شدهاند، اما همچنان همکاري خود را ادامه ميدهند. فعاليت اين صفحه تنها به انتشار نوشتههاي کودکان و نوجوانان محدود نيست؛ بلکه برنامههاي فرهنگي و ادبي متنوعي مانند بازديد از کتابخانهها و موزههاي استان گلستان، ديدارهاي فرهنگي و برگزاري نشستهاي ادبي نيز در دستور کار قرار دارد. براي نمونه، به مناسبت اول آبان، روز بزرگداشت ابوالفضل بيهقي و نثر فارسي، نشست بيهقيخواني با حضور کودکان، نوجوانان و خانوادههايشان برگزار ميشود تا شرکتکنندگان ضمن آشنايي با آثار ادبي و تاريخي، نوشتههاي خود را نيز بخوانند و درباره آنها گفتوگو کنند. يکي از ويژگيهاي مهم اين صفحه، ايجاد فضايي امن و صميمي براي فعاليت فرهنگي کودکان و نوجوانان است. تجربه نشان داده است که بسياري از آنها با اشتياق در برنامهها و اردوهاي گلشن مهر شرکت ميکنند؛ حتي کودکاني که تمايل چنداني به حضور در اردوهاي مدرسه ندارند. به نظر ميرسد اين فعاليتها بخشي از کارکردهاي فرهنگي و تربيتي نهادهاي متولي امور کودکان و نوجوانان را نيز پوشش ميدهد. با وجود تمرکز فعاليتها بر استان گلستان، انتشار مطالب در فضاي مجازي باعث شده است مخاطباني از ديگر مناطق کشور نيز با اين صفحه همراه شوند. هدف آينده، گسترش فعاليتها و فراهم کردن زمينه مشارکت کودکان و نوجوانان از سراسر ايران است. در پايان اين دورهمي از چهار کودک نويسنده گلشن مهر که بيشترين اثر را در روزنامه منتشر کرده اند، تقدير شد.