تاريخ بيهقي شکوه ماندگار زبان فارسي
یاددداشت اول |
■ فاطمه سراوانی
اول آبان، روز بزرگداشت ابوالفضل بيهقي بود و فرصتي براي اداي احترام به نويسندهاي که نامش با شکوه نثر فارسي، ژرفاي انديشه و هنر کمنظير روايتگري گره خورده است. نخستين بار در دوره کارشناسي و به اقتضاي رشته تحصيليام با تاريخ بيهقي آشنا شدم. آن روزها، اين آشنايي بيش از آنکه حاصل انتخابي برخاسته از اشتياق باشد، بخشي از مسير تحصيل بود؛ اما سالها بعد دريافتم که ميان شناختن يک اثر و همنشيني با آن، فاصلهاي است به وسعت تجربه و تامل. کمتر کساني را ميديدم که پس از آشنايي نخست، دوباره و چندباره به سراغ اين کتاب بروند؛ گويي سهم بسياري از ما از ميراثي چنين گرانقدر، به همان ديدار نخست و الزامهاي دانشگاهي محدود ميماند. شکوه تاريخ بيهقي تنها در ثبت وقايع و روايت احوال اميران و وزيران نيست؛ در توان شگفت نويسندهاي است که از دل رويدادهاي روزگار خويش، حقيقتي فراتر از زمانهاش بيرون ميکشد. بيهقي تاريخ را از خشکي گزارش و انباشت واقعه ميرهاند و به صحنه ظهور انسان بدل ميکند؛ انساني گرفتار در کشاکش قدرت و مصلحت، بيم و اميد، وفاداري و منفعت. نثر او، استوار و نجيب، از تکلف بيهوده ميگريزد و در عين سادگي سنجيده، چنان ژرفا و ظرافتي دارد که گاه يک جملهاش بيش از صفحهها شرح و تفسير در ذهن ميماند. در جهان او، گذشته نه سرزميني دور و دستنيافتني، که آينهاي براي تماشاي اکنون است. شايد راز ماندگاري اين اثر در همين باشد که هر بار خواندنش، دريچهاي تازه ميگشايد؛ زيرا کتابهاي بزرگ تنها با دانش ما خوانده نميشوند، با تجربههاي زيسته، دگرگونيهاي دروني و پرسشهايي نيز خوانده ميشوند که گذر زمان در جانمان نشانده است. بعضي آثار را در ابتداي جواني ميشناسيم، اما سالها بعد است که به معناي حقيقي کلمه با آنها مانوس ميشويم؛ نه به حکم ضرورت، بلکه از سر ميل و دلبستگي. آنگاه کتاب از قفسه آثار کلاسيک فراتر ميرود و به بخشي از جهان دروني ما بدل ميشود. اول آبان، بهانهاي است براي بازگشت به همين ضيافت باشکوه؛ ضيافت زبان و تاريخ، خرد و روايت، و همنشيني با نويسندهاي که قرنها پس از روزگار خود، همچنان حرفي براي گفتن دارد. چه موهبتي است بازگشت به کتابي که در هر بازخواني، وجهي تازه از آن و شايد از خودمان را کشف ميکنيم. تاريخ بيهقي از آن گنجينههايي است که نه در يک بار خواندن به پايان ميرسد و نه به گذشته تعلق دارد؛ کتابي که هر بار گشودنش، فرصتي است براي تجديد ديدار با شکوه زبان فارسي و تاملي دوباره در احوال انسان.