آموزش در سايه بحران
یاددداشت اول |
■ فاطمه سراوانی
نظام آموزشي ايران در آستانه مواجهه با بحراني انباشته قرار دارد. از اسفند 1398، همزمان با شناسايي نخستين موارد ابتلا به کرونا در ايران و تعطيلي گسترده مدارس و دانشگاهها، آموزش کشور وارد دورهاي از گسست شد که پيامدهاي آن بهمراتب فراتر از تعطيلي کلاسها بود. آموزش مجازي، در شرايط نابرابري دسترسي به اينترنت و تجهيزات، ضعف زيرساختها و آمادگي ناکافي بخشي از نظام آموزشي، نتوانست در همهجا جايگزيني همتراز براي آموزش حضوري باشد. پس از آن نيز، وقوع جنگ و تعطيلي مجدد کلاسها، استمرار فرايند يادگيري را با اختلال جدي مواجه کرد و بر نگرانيها درباره کيفيت آموزش افزود. اکنون در سال تحصيلي جديد، کلاسهاي مدارس و دانشگاهها از مهرماه بهصورت حضوري برگزار ميشوند؛ اتفاقي ضروري که بايد آن را فرصتي براي بازسازي کيفيت آموزشي دانست. در عين حال، ناترازي انرژي و احتمال تعطيلي مدارس و دانشگاهها در زمستان پيش رو، در کنار خطر وقوع مجدد جنگ، اين پرسش جدي را مطرح ميکند که آيا نهادهاي مسئول براي تداوم آموزش باکيفيت در شرايط اضطراري آمادگي دارند؟ يا بار ديگر، بدون ارزيابي خسارتهاي پيشين و اصلاح کاستيها، به آموزش غيرحضوري پناه خواهيم برد؟
مسئله اساسي، احتمال شکلگيري و انباشت فقدان يادگيري است؛ مفهومي که در ادبيات تخصصي آموزش به فاصله ميان آنچه دانشآموز بايد بياموزد و آنچه واقعا فراگرفته است اشاره دارد. ضعف در درک مطلب، محاسبات پايه و استدلال در يک پايه تحصيلي، فهم مفاهيم پيچيدهتر در پايههاي بعدي را دشوار ميکند. به همين دليل، دانشآموزي که کسرها و نسبتها را بهدرستي درک نکرده، در جبر و حل مسائل چندمرحلهاي با مشکل روبهرو ميشود...
دانشآموزي که مهارت خواندن تحليلي را کسب نکرده، ممکن است متن کتاب را بخواند، اما از استنباط، تشخيص استدلال و ارزيابي شواهد ناتوان بماند. در دانشگاه نيز، ضعف در نگارش علمي، تحليل دادهها، استدلال مستقل و کاربرد دانش نظري ميتواند نشانهاي از فاصله ميان گذراندن واحدهاي درسي و کسب صلاحيت علمي واقعي باشد. اگرچه ارزيابي درستي از ميزان افت تحصيلي نداريم اما اين تذکر را لازم مي دانيم که نمره قبولي، تعداد واحدهاي گذراندهشده و حتي تکميل تقويم آموزشي، لزوما معادل يادگيري پايدار نيستند. تجربه بينالمللي دوران کرونا نيز نشان داده است که تعطيلي مدارس ميتواند به افت يادگيري و تشديد نابرابري آموزشي منجر شود؛ بهويژه براي دانشآموزاني که از حمايت خانوادگي، امکانات ديجيتال و محيط مناسب مطالعه محروماند. مطالبه از وزارت آموزشوپرورش، وزارت علوم و نهادهاي سياستگذار اين است که ارزيابي ملي و مستقل مهارتهاي پايه، انتشار عمومي نتايج به تفکيک مقطع و منطقه، شناسايي گروههاي آسيبپذير و اجراي برنامه جبراني مبتني بر شواهد را جدي بگيرند و در دستور اقدام فوري قرار دهند. اين برنامه بايد شامل کلاسهاي ترميمي هدفمند، تقويت مهارتهاي خواندن و رياضي، توانمندسازي معلمان و استادان و تامين دسترسي عادلانه به آموزش در زمان تعطيليهاي اضطراري باشد. همچنين ضروري است براي هرگونه اختلال احتمالي در زمستان، برنامهاي از پيش تدوينشده با معيارهاي روشن کيفيت، سازوکار نظارت و گزارشدهي عمومي وجود داشته باشد.
هر ساعت آموزشي ازدسترفته، اگر بهموقع جبران نشود، ممکن است به شکافي ماندگار در مسير يادگيري تبديل شود. مسئوليت مهم نهادهاي آموزشي تضمين اين است که دانشآموز واقعا بياموزد و دانشجو واقعا به دانش و مهارت دست يابد. اگر افت احتمالي يادگيري پس از کرونا و تعطيليهاي ناشي از بحرانهاي بعدي اندازهگيري و جبران نشود، ممکن است سالها بعد، پيامدهاي آن را در ضعف سرمايه ي انساني، کاهش توان حل مسئله، افت مهارتهاي تخصصي و کاهش بهرهوري جامعه ببينيم. بايد پيش از آنکه شکاف يادگيري به شکافي نسلي تبديل شود، فکري اساسي کرد.