امنيت حقوقي زمين در گلستان؛ از تعارض اسناد تا ضرورت پايان دادن به بلاتکليفي مالکيت
یادداشت |
بهرام جرجاني
زمين در استان گلستان فقط يک دارايي اقتصادي نيست؛ پشتوانه معيشت خانوارها، سرمايه کشاورزان، بستر فعاليتهاي توليدي و يکي از مؤلفههاي اصلي توسعه شهري و روستايي است. به همين دليل، هرگونه ابهام در مالکيت، اختلاف در حدود اراضي، تعارض اسناد يا طولانيشدن فرايند تعيين تکليف املاک، مسئلهاي فراتر از يک اختلاف ثبتي ساده محسوب ميشود؛ مسئلهاي که ميتواند امنيت اقتصادي شهروندان، امکان سرمايهگذاري و اعتماد عمومي به سازوکارهاي قانوني را تحت تأثير قرار دهد. در چنين شرايطي، پرسش اساسي اين نيست که چند سند صادر شده يا چه تعداد ملک در سامانههاي رسمي ثبت شده است؛ پرسش مهمتر آن است که اين اقدامات تا چه اندازه توانستهاند از شکلگيري اختلافات جديد جلوگيري کنند، پروندههاي قديمي را به سرانجام برسانند و امکان بهرهمندي مطمئن مردم از حقوق قانوني خود را فراهم سازند.
آمارهاي اميدوارکننده و پرسشهاي باقيمانده
بر اساس گزارشي که در اول تيرماه 1405 از اظهارات مديرکل ثبت اسناد و املاک گلستان منتشر شد، از مجموع حدود 2 ميليون و 154 هزار هکتار اراضي استان، 86 درصد حدنگاري شده و اراضي منابع طبيعي نيز بهصورت کامل تثبيت و ثبت شدهاند. در بخش اراضي کشاورزي، از حدود 560 هزار هکتار، براي 78 درصد سند مالکيت صادر شده است. همچنين در سال 1404 بيش از 50 هزار سند دفترچهاي در استان به سند تکبرگ تبديل شده است. اين ارقام، عملکرد اعلامشده دستگاه ثبتي استان را نشان ميدهد و بيانگر پيشرفت قابل توجه در ثبت و تثبيت مالکيتهاست. منبع: خبرگزاري تسنيم، اول تيرماه 1405.
با اين حال، پيشرفت در حدنگاري را نبايد با پايان همه اختلافات ملکي يکسان دانست. حدنگاري، ابزار مهمي براي تعيين حدود و موقعيت جغرافيايي املاک و کاهش ابهام در اطلاعات ثبتي است؛ اما برخي اختلافات ممکن است به سوابق انتقال مالکيت، اعتبار مستندات، تشخيص ماهيت زمين، حقوق اشخاص ثالث يا تعارض ميان ادعاهاي مختلف مربوط باشند. بنابراين، در کنار آمار پيشرفت طرحهاي ثبتي، انتشار اطلاعات دقيق درباره پروندههاي باقيمانده، علل تأخير، مدت رسيدگي و نتايج اقدامات اصلاحي نيز اهميت دارد. بدون چنين اطلاعاتي، ارزيابي ميزان حلوفصل واقعي مشکلات مردم دشوار خواهد بود.
وقتي يک پرونده ملکي سالها ادامه پيدا ميکند
در شهريورماه 1405، همزمان با سفر رئيس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور به گلستان، از تعيين تکليف چند پرونده قديمي در نقاط مختلف استان خبر داده شد. مطابق گزارش خبرگزاري صداوسيما، در روستاي وحدت گنبدکاووس، مشکل صدور سند ساکنان که به جابهجايي روستا از محدوده کاسه سد وشمگير مربوط بود، پس از حدود 20 سال پيگيري به مرحله تعيين تکليف رسيد و براي 70 مورد سند مالکيت صادر شد. در همان گزارش، از حل مشکل ثبتي مجتمع تجاري آفتاب 3 در گرگان پس از حدود 13 سال و صدور اسناد مربوط به 300 واحد تجاري نيز خبر داده شد. همچنين مشکل بافت مسکوني روستاي پالچقلي گوگلان در مراوهتپه، با سابقهاي حدود 20 سال، تعيين تکليف و براي واحدهاي مشمول سند صادر شد. اين نمونهها از يک واقعيت مهم حکايت دارند: برخي مشکلات مالکيت صرفاً با يک اقدام اداري يا صدور يک سند منفرد حل نميشوند و ممکن است به بررسي سوابق، هماهنگي ميان دستگاهها، رفع موانع قانوني و طي مراحل تخصصي نياز داشته باشند. البته از اين نمونهها نميتوان نتيجه گرفت که همه پروندههاي ملکي استان با تأخير مشابه مواجهاند يا مسئوليت هر تأخير متوجه يک نهاد مشخص است. آنچه ميتوان با اطمينان گفت، ضرورت شناسايي علل تأخير در پروندههاي طولاني و استفاده از تجربه پروندههاي حلشده براي پيشگيري از تکرار مشکلات مشابه است.
تعارض اسناد؛ جايي که دقت حقوقي اهميت پيدا ميکند
يکي از پيچيدهترين مسائل حوزه مالکيت، مواجهه با اسناد يا سوابقي است که ظاهراً با يکديگر سازگار نيستند. در چنين مواردي، صدور حکم کلي يا قضاوت شتابزده درباره مالکيت، ميتواند به تضييع حقوق اشخاص يا آسيب به حقوق عمومي منجر شود. براي حل اين اختلافات، ابتدا بايد منشأ تعارض روشن شود: آيا مسئله به اشتباه در تعيين حدود و جانمايي مربوط است؟ آيا زنجيره نقلوانتقالات نيازمند بررسي است؟ آيا زمين در محدوده اراضي ملي قرار دارد يا موضوع به مستثنيات قانوني مربوط ميشود؟ آيا سابقه وقف، حقوق اشخاص ثالث يا مقررات خاص ديگري در ميان است؟
پاسخ به هر يک از اين پرسشها ممکن است مسير حقوقي متفاوتي را ايجاب کند. از همين رو، بررسي سوابق ثبتي، نقشههاي معتبر، مستندات مالکيت و مقررات اختصاصي هر دسته از اراضي بايد با دقت و در چارچوب صلاحيت قانوني مراجع مربوط انجام شود. در اين ميان، دو اصل بايد همزمان مورد توجه باشند: صيانت از اراضي عمومي و منابع طبيعي، تکليفي قانوني است؛ حمايت از حقوق مالکانه اشخاص نيز بايد بر اساس مستندات معتبر و مقررات لازمالاجرا انجام شود. اجراي دقيق قانون، بهجاي تقابل فرضي ميان حقوق عمومي و حقوق اشخاص، ميتواند زمينه تشخيص درست مالکيت و جلوگيري از تضييع هر دو را فراهم کند.
قانون جديد ثبت رسمي چه تغييري ايجاد ميکند؟
قانون الزام به ثبت رسمي معاملات اموال غيرمنقول، مصوب 1403، يکي از تحولات مهم نظام حقوقي معاملات ملکي است. اين قانون براي ثبت رسمي اعمال حقوقي مشخصي درباره اموال غيرمنقول، از جمله انتقال مالکيت و برخي حقوق و قراردادهاي مربوط به ملک، الزامات و ضمانت اجراهايي پيشبيني کرده است. با اين حال، آثار ماده يک قانون به زمان تحقق شرايط مقرر در آن، از جمله راهاندازي رسمي سامانه موضوع ماده 10، وابسته است. همچنين وضعيت اسناد و ادعاهاي پيشين و مقررات انتقالي بايد با توجه به متن قانون و آييننامههاي مربوط بررسي شود. بنابراين، نميتوان بدون احراز شرايط قانوني، همه معاملات يا اسناد عادي را مشمول يک حکم واحد دانست. اهميت اين قانون براي استان گلستان در آن است که ثبت رسمي و شفافيت اطلاعات ميتواند از بخشي از اختلافات ناشي از معاملات متعدد، ادعاهاي متعارض و نبود اطلاعات قابل اتکا پيشگيري کند. در عين حال، آگاهيرساني دقيق به شهروندان و فعالان بازار املاک درباره تکاليف قانوني و مهلتهاي مربوط، شرط مهم اثربخشي اين تحول است. از اين منظر، مسئوليت دستگاههاي مرتبط تنها به اجراي مقررات محدود نميشود؛ اطلاعرساني روشن، فراهمکردن امکان دسترسي مردم به خدمات ثبتي و راهنمايي درباره مسير قانوني پيگيري ادعاها نيز اهميت دارد.
از صدور سند تا حل مسئله مردم
براي ارزيابي دقيق عملکرد نظام ثبت مالکيت در گلستان، پيشنهاد ميشود گزارشهاي دورهاي دستگاههاي مسئول، علاوه بر تعداد اسناد صادرشده و ميزان پيشرفت حدنگاري، چند شاخص ديگر را نيز پوشش دهند:
نخست؛ وضعيت پروندههاي باقيمانده. اعلام تعداد پروندههاي قديمي و در حال رسيدگي، دستهبندي علل تأخير و مشخصکردن مراحل قانوني باقيمانده، ميتواند تصوير روشنتري از مسائل حلنشده ارائه کند.
دوم؛ زمان رسيدگي و تعيين تکليف. انتشار شاخصهاي آماري درباره مدت رسيدگي به انواع پروندههاي ثبتي، با تفکيک نوع پرونده و رعايت محدوديتهاي قانوني، امکان شناسايي گلوگاههاي اداري را فراهم ميکند.
سوم؛ هماهنگي بين دستگاهها. در پروندههايي که چند نهاد در آنها نقش دارند، لازم است موانع تبادل اطلاعات و اختلاف در سوابق بهصورت کارشناسي شناسايي شود تا شهروند براي پيگيري يک موضوع واحد، ناچار به مراجعههاي مکرر و غيرضروري نشود.
چهارم؛ پيشگيري از تعارضهاي جديد. کيفيت نقشهها، انطباق اطلاعات ثبتي، بررسي سوابق پيش از صدور سند و اطلاعرساني درباره مقررات معاملات رسمي بايد در کنار تعداد اسناد صادرشده مورد توجه قرار گيرد.
پنجم؛ اطلاعرساني درباره حقوق شهروندان. ارائه راهنماي روشن درباره تفاوت انواع اسناد، وضعيت ادعاهاي مالکيت، شيوه ثبت و پيگيري قانوني آنها و مسير اعتراض به تصميمات، ميتواند از بسياري از سردرگميها و هزينههاي قابل پيشگيري بکاهد.
اين پيشنهادها به معناي ناديدهگرفتن اقدامات انجامشده نيست؛ هدف آن است که دستاوردهاي ثبتي به نتايجي قابل سنجش در زندگي مردم تبديل شوند و مشکلات باقيمانده نيز با معيارهاي روشن شناسايي و پيگيري شوند.
امنيت مالکيت، زيربناي اعتماد و توسعه استان
امنيت حقوقي مالکيت زماني تقويت ميشود که شهروند بتواند وضعيت حقوقي ملک خود را با اطمينان بيشتري بشناسد، معامله را در چارچوب قانون انجام دهد و در صورت بروز اختلاف، به فرايندي روشن و قابل پيگيري دسترسي داشته باشد. براي استاني مانند گلستان که زمين در کشاورزي، سکونت، فعاليتهاي توليدي و توسعه شهري نقشي اساسي دارد، اين موضوع اهميت ويژهاي دارد. روشنبودن وضعيت مالکيت ميتواند از بخشي از اختلافات پيشگيري کند، تصميمگيري اقتصادي را تسهيل سازد و زمينه استفاده مطمئنتر از ظرفيتهاي قانوني زمين را فراهم آورد. با اين حال، معيار موفقيت را نبايد صرفاً در تعداد اسناد صادرشده خلاصه کرد. بايد پرسيد چه تعداد از مشکلات قديمي مردم حل شده، چه موانعي همچنان باقي مانده و چه اقداماتي براي جلوگيري از تکرار تعارضهاي مالکيتي در حال انجام است. گلستان به نظامي شفاف، دقيق و پاسخگو در حوزه مالکيت نياز دارد؛ نظامي که هم از حقوق عمومي و منابع طبيعي حفاظت کند و هم حقوق قانوني اشخاص را با دقت و بيطرفي محترم بشمارد. امنيت حقوقي زمين، فقط مسئله ثبت يک سند نيست؛ مسئله اطمينان مردم به قانون، امکان دفاع از حقوق مشروع و پيشبينيپذير بودن مسير حل اختلاف است. هر اندازه فاصله ميان ثبت مالکيت و حل مشکلات واقعي شهروندان کمتر شود، ميتوان به تقويت اعتماد عمومي و بهبود فضاي فعاليت اقتصادي و اجتماعي در استان اميدوارتر بود.
کارشناس حقوق