چه بايد کرد؟
یاددداشت اول |
■ با مسوولیت سردبیر
شرايط زندگي براي بخش زيادي از مردم سخت تر از پيش شده است، فشار اقتصادي بر لايه هاي متوسط و فرودست باعث شده است تا شهروندان در رتق و فتق امورات اوليه زندگي نيز در بمانند، دولت بيش از يک سال است که درگير جنگي ناخواسته است و راههاي دريايي و زميني مسدود است، علاوه بر اينها حجم خسارت ها و خرابي هاي بر جا مانده از دو جنگ اخير خود داستان ديگري است، در چنين شرايطي حتي با فرض به پايان رسيدن مخاصمه و بازگشت به صلح پايدار نمي توان اميدوار به گشايشي زود رس بود، زيرا بازسازي و سر و سامان دادن به امور، وقتي مضاعف مي طلبد، اما شکمهاي گرسنه و جيبهاي خالي را نمي توان با وعده پر کرد، در چنين شرايطي چه تدبيري بايد انديشيد؟ آيا مي توان دست بر روي دست گذاشت و به هر بهانه اي حتي به جا و درست بي عملي را پيشه کرد؟ ناگفته پيداست که دولت تمام توان خود را گذاشته است اما استمرار نه جنگ و نه صلح توان را از هر اراده اي خواهد ستاند، پس چه بايد کرد؟ به نظر مي آيد در چنين حال و هوايي است که نهادهاي مدني، خيريه ها و شهروندان متمول بيش از پيش مي توانند ميدانداري کنند، دستگيري از بيماران، رسيدگي شخصي به ناتوانان، همراهي با خانواده هاي کم بضاعت و بسياري از امورات اين چنيني در شرايط نابسامان و سخت امروز وظيفه هر ايراني مسوول است، بايد به خاطر داشته باشيم که فرهنگ غني ملي و ديني ما ايرانيان به ما اين بينش و شعور را داده است که در سختي ها و تنگدستيها در کنار برادران و خواهران خود بمانيم و از آنها دستگيري کنيم. پس نيازي به استخاره در کار خير نيست بايد آستين همت را بالا زد و به کمک ناتوانان رفت تا همه با هم به آسايش و فلاح برسيم. به اميد آنکه سايه سياه جنگ از سر ايران عزيز دور شود و آسايش و آرامش بار ديگر مهمان خانواده هاي ايراني باشد.