■ آزاده حسینی


شعر و ادب |

 

آن که ناوک بر دل ما زیر چشمی می زند

قوت جان حافظش در خنده ی زیر لب است

آن که؛ یعنی آن کسی که؛ زیرچشمی تیر مژه بر قلبم می زند. ناوک یعنی تیر؛ یعنی کسی که زیرچشمی نگاه می کند و با تیر مژه هایش دل عاشق را هدف قرار داده است؛ غذای جان بخش حافظ را در خنده ی زیرلبی دارد. قوت را بر وزن توت بخوانیم و به معنی خوراک، آذوقه، خوردنی، غذا و طعام است.

می دانیم که اگر شاعری در شعر خود، نام خود را بیاورد، به این کار «تَخَلُص» می گویند. «حافظش» افزون بر اینکه اشاره به نام شاعر دارد و از لحاظ شعری تخلص محسوب می شود؛ ایهام هم دارد، یعنی معنای دیگری را در برگرفته است، به معنی «نگهبانش»، یعنی نگهبان معشوق دارد. معشوق نگهبان خود را با تبسم و خنده ی زیر لب دلخوش می دارد. تخلص معمولا در آخرین بیت غزل می آید. و اگر بیتی بعد از تخلص بیاید، «بیت الحاقی» محسوب می شود. گاهی ممکن است بیت های الحاقی مورد تردید باشند که شاید شاعرش فرد دیگری بوده و به شاعر مورد نظر نسبت داده شده، اما در شعر حافظ اینطور نیست و اگر در برخی غزل ها بیتی الحاقی بعد از تخلص و پایان غزل آمده، از خود حافظ است و حافظ در زمان حیات آن ها را اضافه کرده است.